دوستان نهایت گرامی
شماره پانزدهم نبرد زن انتشار یافت. لطفا برای دریافت فایل پی دی اف روی لینک ذیل کلیک کنید.
فصلنامه زنان - دور اول - شماره پانزدهم - حوت 1390 ( مارچ 2012 )
اول ماه می ، روز جهانی کارگر، تجلی آشکار اتحاد و همبستگی جهانی این طبقه علیه نظام سرمایه داری است. سیاست جهانی سرمایه داری با طرح نئولیبرالیزم که از سه دهه گذشته با تعرض وحشیانه به دستاوردهای تاریخی طبقه کارگر در سطح جهان آغاز یافته بود کنون به بن بست خود رسیده است.
انقلابات توده ای در آفریقا و خاورمیانه، مانند کشور های : لیبی ، یمن ،سوریه ، اردن ، عراق ، تونس و مصر بخوبی گویای این حقیقت است که سرمایه داری در حال احتضار دیگر نمیتواند سیادت سرمایه دارانه خویش را همانند سابق که این کشورها جایگاه راحتی برای سودآوری شرکت های بزرگ امپریالیستی به شمار میرفت ، به پیش برد و کشورهای سرمایه داری غربی با کمک بلا انقطاع خویش در صدد سرکوب و یا منحرف ساختن جریان این انقلابات و بهره برداری از آن هستند. اما توده های مردم این جوامع دیگر دریافته اند که ، کنار آمدن با هر بخشی از بورژوازی وضعیت موجود حفظ و فقر و فلاکت و نابرابری بیشتر خواهد شد.
ضعف کمی و عدم شکل گیری طبقه کارگر در افغانستان و اینکه کارگران هنوز در کشور مستعمره – نیمه فئودال افغانستان به عنوان نیروی مولد اصلی به حساب نمی آیند، به هیچ وجه از اهمیت و نقش اجتماعی پیشتاز این طبقه نمی کاهد. طبقه کارگر افغانستانی بخاطر محرومیت از مالکیت بر وسایل تولید و جایگاهش در تولید اجتماعی ، از لحاظ عینی موقعیت انقلابی پیشتاز و رهبری کننده در جامعه دارد. طبقه کارگر نماینده نیروهای تولیدی نوین در کشور است. این طبقه منضبط ترین ، قاطع ترین ، پیشروترین و رزمنده ترین طبقه اجتماعی در کشور است. منافع اساسی این طبقه در ضدیت با مالکیت خصوصی و هر نوع استثمار و ستم قرار دارد و فقط با از بین رفتن کامل آنها تامین میشود . تامین این منافع ضدیت کامل با امپریالیزم , نیمه فیودالیزم و بورژوازی بطور کلی و در مرحله اول بورژوازی کمپرادور و سرنگونی آنها را می طلبد. موقعیت عینی طبقاتی کارگران هیچگونه وجه مشترکی با موقعیت امپریالیستها و دست نشاندگان آنها ندارد . طبقه کارگر میتواند ـ و باید ـ پیشرو ترین و قاطع ترین مقاومت کننده ضد اشغالگران و دست نشاندگان آنها باشد. درست است که در مناسبات حاکم تولیدی بر افغانستان سطح دستمزد کارگران افغانستانی و شرایط کار برایشان وجود دارد اما علیرغم اختلافات مذکور، این کارگران در مجموع خود تحت استثمار فوق العاده شدید یعنی استثمار مضاعف قرار دارند. در چنین موقعیتی است که اتحاد کارگران و عمل مبارزاتی مشترک در اول ماه می امسال ضرورتی است که باید روی دست گرفته شود. برای مبارزه علیه هر گونه ستم و استثمار، باید مبارزات خود را سمت و سو دهیم و به پای گسترش تشکل های کارگری برویم. تا بتوانیم با قاطعیت ، علیه اشغالگران امپریالیستی و نوکران حلقه به گوش بومی شان به صورت مشترک برزمیم تا بتوان جامعه ای عاری از هر گونه ستم و استثمار را بناء نهیم.
نهائی شدن پیمان استراتژیک
گام دیگری است در راستای خیانت آشکار ملی !
بالاخره پس از ماه ها مذاکره در کابل، پیش نویس موافقتنامه " پیمان استراتژیک ایالات متحده امریکا و افغانستان " روز یکشنبه مورخ 3 ثور 1391 از سوی رایان کروکر سفیر امریکا مقیم کابل و رنگین دادفر اسپنتا مشاور عالی امنیت ملی رژیم دست نشانده امضاء شد. گفته شده که این سند چارچوبی است برای تمامی قراردادهای آینده میان رژیم دست نشانده و باداران امپریالیستی اش. دو طرف توافق کرده اند که یکسال پس از اجرائی شدن این سند ، توافقنامه دیگری را در مورد مدت زمان و چگونگی حضور نیروهای امریکائی در افغانستان امضاء کنند. سند نهائی شده فعلی که میان هر دو جانب به امضاء رسیده است تا سال 2024 اعتبار دارد!
پس از امضاء این سند ، رنگین دادفر اسپنتا به مجلس نمایندگان فراخوانده شده و به توضیح جزئیات این پیمان با امریکا پرداخته است. در داخل مجلس نمایندگان ، مخالفتهائی بر سر امضاء سند استراتژیک بوجود آمده است، طوریکه بسیاری از نمایندگان امضاء آنرا به معنی از بین رفتن استقلال ، آزادی و حاکمیت ملی افغانستان خوانده اند و تعداد دیگری از پان اسلامیستهای داخل رژیم و همچنان بخشی از مجاهدین اسبق شامل در پارلمان رژیم، امضاء این سند را مساوی به کفر ارزیابی کرده اند. اما رژیم دست نشانده کرزی به وکلا اعلام داشته است که این سند به هر شکلی باید امضاء میشد. بدین مفهوم که حتی قانون ساخته و پرداخته امپریالیستها و رژیم دست نشانده نیز، بخاطر تامین منافع اشغالگرانه امپریالیستها میتواند بار بار توسط خود رژیم پوشالی نقض گردد!
رژیم پوشالی از همان ابتدای دست نشاندگی اش مدعی بود که امریکا موقتا به این کشور نیرو فرستاده و هیچگاه قصد ندارد که به صورت دوام دار درین کشور باقی بماند. اما هرچه از عمر نکبت بار این رژیم گذشت ، صحت و سقم این قضیه برای مردمان ستمدیده این دیار ، که امریکا نه بخاطر " مبارزه علیه تروریزم " ، " آزادی زنان از قید اسارت طالبانی" و " آوردن دموکراسی" به افغانستان نیرو فرستاده بلکه جنگ خونین دوماهه ، یورش های نظامی و گسیل ساختن ارتش مجهزش به این کشور صرفا بخاطر تامین اهداف اشغالگرانه و غارتگرانه اش و تسلط بر آسیای میانه و خاورمیانه بوده است. نیروهای اشغالگر امپریالیستی به رهبری امپریالیزم لجام گسیخته امریکا از همان آوان تهاجم و لشکر کشی به فکر اهداف دراز مدت و بقا و دوام رژیم دست نشانده بر محور منافع اصلی اشغالگرانه شان بوده اند. از همان ابتدا به فکر تاسیس پایگاه های نظامی و حضور فزیکی نیروهایشان در داخل افغانستان برای کنترول هرچه بیشتر منطقه و جهان ، بوده اند. تصویب قطعنامه 76 ماده ای 25 عقرب 1390 در جرگه عنعنوی کابل شاهد این مدعی است.
درین اواخر اپوزیسیون های مخالف رژیم یکی پی دیگری سربلند نموده و علیه دولت کرزی شعارمیدهند و میخواهند به اربابان امپریالیستی شان تفهیم کنند که آنان مزدوران بهتری نسبت به کرزی برای تامین منافع اشغالگرانه امریکا میباشند، تا شاید ازین روزنه ها بتوانند برای انتخابات سال 2014 پیشاپیش برنامه ریزی نمایند و نظام ریاستی را به نفع خود و بر حول محور منافع اشغالگران بچرخانند. اما غافل ازین هستند که توده های فلاکت زده این دیار ، هیچ راه دیگری به غیر از مقاومت علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده امپریالیستها ، نخواهند داشت. حال این رژیم دست نشانده هرکه میخواهد باشد!
تنها راه نجات کشور و مردمان کشور از زیر سلطه اشغالگران امپریالیست و نوکران حلقه بگوش شان ، همانا پیشبرد هرچه منظم تر و بهتر مقاومت ملی ،مردمی وانقلابی است.
ما ضمن تقبیح امضاء معاهده استراتژیک میان ایالات متحده امریکاو رژیم پوشالی ، بار دیگر اعلام میداریم که بر مواضع خود که همانا پیشبرد هرچه بهتر و اصولی تر مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی است ، استوار و ثابت قدم خواهیم بود و امضاء هرنوع پیمان یا معاهده میان اشغالگران و رژیم پوشالی را، اقداماتی خائینانه و میهن فروشانه به حساب می آوریم و خاطرنشان میسازیم که این معاهدات هیچ کار دیگری جزء طولانی ساختن اشغال کشور در پی نخواهد داشت.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی
علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان!
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
6 ثور 1391
فراخواندن زنان به دور یک خط انقلابی
درود بر میلیون ها زن جهان، بویژه زنان افغانستانی که جنبش رهائی زنان از قید هر گونه ستم را شجاعانه براه انداخته اند و علیه هر گونه ظلم و اوضاع ناهنجاری که میلیاردها زن را از حقوق شان محروم ساخته و آنها را در عقب دیوارها، در اسارت نگه داشته است، میرزمند. رزمندگانی که درین راستا بسیج گردیده اند و علیه هرگونه ظلم و زن ستیزی بپا خاسته اند.
بله ، دوستان عزیز!
واقعیت ها و تاریخ جوامع نشان میدهد و گویای این حقیقت اند که تا وقتی طبقات کرکتر واقعی جامعه را میسازد ، میلیاردها زن در زیر بار ظلم و ستم بسر می برند، علیه آنها تبعیض جنسی و ستم مردسالارانه اعمال میگردد و محرومیت از تمامی حقوق سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی بر آنها تحمیل میشود و زنان از شرکت فعال در این عرصه ها محروم می مانند. تمام این واقعیت های تلخ ریشه در مناسبات ظالمانه اجتماعی و تولیدی دارد. در کشور های عقب نگه داشته شده و موجودیت حاکمیت هائی با ماسک دروغین دموکراسی و آزادی ، حتی اهانت و حقارت نسبت به زنان روا داشته میشود و آنها موجودات ناقص العقل به حساب می آیند. در حالیکه از لحاظ علمی به اثبات رسیده که زنان هیچگونه کمبودی و کاستی ای مانند کمبود دماغی و یدی ندارند. آنها از استعداد ها و توانمندی هائی که در مردان دیده میشود ، بی بهره نیستند و به قدر کافی برخوردار اند ، اما اینگونه برخوردهای غیر انسانی در چنین جوامعی در مورد زنان شایع و بر سر زبان هاست.
قابل یادآوری است که در کشور ما افغانستان در طی مدت سه دهه جنگ و در زیر سلطه نظام هائیکه با زور سرنیزه و سلطه اجانب بوجود آمده ، چه درجنگ های ارتجاعی هستی برانداز خانمانسوز داخلی ، و چه در جنگ های اشغالگران کشورهای متجاوز و تا همین اکنون که بیش از ده سال است که کشور تحت اشغال کشور های امپریالیستی به سرکردگی امپریالیزم لجام گسیخته امریکا قرار دارد ، زنان افغانستانی در تمام عرصه های زندگی از حقوق شان محروم میباشند. شعار " آزادی زنان " و " مبارزه علیه تروریزم" دیگر به نجوائی میماند که گوش هر شنونده را کر نموده و هر شخصی را که از حالت فعلی کشور و مردمان کشور با خبر است به خنده می آورد. کشورهای امپریالیستی با به روی کار آوردن حاکمیت دست نشانده شان در افغانستان گرچه توانسته اند عده ای از زنان را به پای میزهای پارلمانی ،ریاستی و غیره بکشانند، اما اینکه وضعیت زنان از قبل بدتر گردیده بر هیچکس پوشیده نیست و امروز کمتر کسی است که پیرامون حق تلفی زنان در شرایط کنونی نداند!
لذا بر ماست که صفوف فشرده زنان و دختران جوان را در افغانستان مساعد نموده ، آنها و سائر زحمتکشان را به دور یک خط انقلابی بر محور مقاومت همه جانبه ملی ، مردمی وانقلابی در امتداد زمان بخاطر رهائی شان از قید ظلم و ستم و استثمار فراخوانیم، تا باشد که از این طریق کاخ هرگونه ظلم وستمی را که زنان رنجدیده افغانستان و جهان را به بردگی می کشاند، ویران نموده و بر فراز ویرانه های آن درفش استقلال و آزادی را به اهتزاز در آوریم و جامعه انسانی را بنا سازیم.
زنان و مردان غیور!
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان" آرزو دارد تا جنبش رهائی زنان در سطح جامعه علیه هرگونه ستمگری ها ، طیف وسیعتری به خود اختیار نماید. بناء توقع ما از آنعده زنان و مردان مبارز و رزمنده ای که خواهان رهائی شان از زیر بار اسارت و بردگی و یوغ استعمار هستند، این است که صرفا به کار یک روزه مراسم های تجلیلیه هشت مارچ اکتفاء ننموده و بیایند تا دست در دست هم و پا به پای هم هشتم مارچ را در هر روز سال زنده کنیم و برای اعتلای یک جنبش وسیع زنان مجدانه به پیش رویم.
لطفا با ما از طریق ایمل آدرس ذیل مکاتبه نمایید:
nabardezan@gmail.com ; www.nabardezan.persianblog.ir
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان !
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
11 حمل 1391
خوانندگان عزیز!
محفل تجلیلیه هشتم مارچ امسال توسط اعضاء و فعالین " دسته هشت مارچ زنان افغانستان" در سه منطقه از افغانستان دایر گردید.
مقالات قرائت شده در محفل تجلیلیه دو منطقه قبلا درج گردید و اینک بخش سوم مقالات قرائت شده در محفل تجلیلیه روز جهانی زن درین بخش جابجا میگردد. کلیه فایل های سه منطقه تحت یک شماره بعدا به دست نشر خواهد رسید و به شکل فایل پی دی اف به دسترس چاپ و نشر قرار داده خواهد شد.
-----------
افتاحیه
خانمها و آقایان سلام و درود بر شما
دسته هشت مارچ زنان افغانستان مانند سالهای گذشته امسال نیز هشت مارچ را تجلیل می نماید. تشریف آوری تمامی دوستان حاضر را در این محفل خوش آمدید می گوییم و آرزو مندیم تا ختم محفل ما را همراهی نمایید.
محفل امروزی ما شامل: مقالات، اشعار و سرود می باشد که به سمع شما خواهد رسید. امید مورد توجه شما قرار گیرد.
-----------
حضارنهایت گرامی تشریف اوری شمارا به محفل امروزی مان خوش آمدید گفته وهشت مارچ روز جهانی زن رابه تمامی زنان جهان وبه خصوص زنان ستمدیده افغانستان و مران آزادیخواه این دیار تبریک میگویم.
هواپائیزی و بارانی ام من
درون خشم خود زندانی ام من
چه فردای خوشی را خواب دیدیم
تمام نقشه ها بر اب دیدیم
چه دورانی، چه رویایی عبوری
چه جستن ها به دنبال ظهوری
من وتو نسل بی پرواز بودیم
اسیر پنجه های باز بودیم
همان بازی که با تیغ سرانگشت
به پیش چشم های من ترا کشت
همان بازی که با تیغ سرانگشت
به پیش چشم های من تراکشت
تمام آرزوها را فنا کرد
دودست دوستی مان را جدا کرد
تو جام شوکران را سر کشیدی
به ناگه از کنارم پر کشیدی
به دانه، دانه اشک مادرانه
به ان اندیشه های جاودانه
به قطره،قطره خون عشق سوگند
به سوز سینه های مانده در بند
دلم صد پاره بر خاک افتاد
به قلبم از غمت صد چاک افتاد
بگو
بگوانجا که رفتی شاد هستی؟
درانسوی حیات آزاد هستی؟
هوای نوجوانی خاطرت هست؟
هنوز هم عشق میهن در سرت هست؟
هوای نوجوانی خاطرت هست؟
هنوز هم عشق میهن در سرت هست؟
بگو،انجا که رفتی هرزه ای نیست؟
تبر تقدیرو سرو سبزه ای نیست؟
کسی دزد شعورت نیست انجا؟
تجاوز به غرورت نیست انجا؟
کسی دزد شعورت نیست انجا؟
تجاوز به غرورت نیست انجا؟
خبر از گورهای بی نشان هست؟
صدا ضجه های مادران هست؟
بخوان همدردمن هم نسل و همراه
بخوان شعر مرا با حسرت و آه
دوباره اول مهر است وپائیز
گلوی اسمان از بغض لبریز
من و میزی که خالی مانده ازتو(۲ بار)
و گلهای که پژمرده سر میز
حالا ازخانم ویدی جان تقاضامندم که تاریخچه هشت مارچ را به سمع شما برساند.
+++++++++++++++
تاریخچه هشتم مارچ روزجهانی زن
اگر به تاریخ مبارزات نظراندازیم می بینیم که در صفحات آن روزهای بیاد ماندنی وجود دارند،
روزهاییکه به عنوان نشانه و مظهرهرمبارزه درتاریخ مبارزات ثبت شده و به مظهر و فراخوان
مبارزه تبدیل میشوند.هشتم مارچ نیز یکی ازهمین روزهای تاریخی است که بنام روزجهانی زن
درتاریخ مبارزات جهان ثبت گردیده است.سرآغاز تاریخی روزجهانی زن،هشتم مارچ1858میباشد.دراین روز زنان کارگر پارچه باف درامریکا علیه شرایط سخت کار،ساعات طولانی
کار،دستمزد اندک،استثمار شدید ومحرومیت ازهر گونه امکانات رفاهی برعلاوه وظیفه نگهداری
و بزرگ کردن فرزندان و کار بردگی خانگی درخدمت شوهران ومردان خانواده به جاده ها ریختند و خواهان حقوق برحق شان گردیدند.پولیس این تظاهرات را به شکل بیرحمانه سرکوب نمود.عده زیادی زنان کشته شدند و تعداد زیاد نیز دستگیر گردیدند.خاطره این تظاهرات پنجاه سال بعد درسال1907بازهم با گردهمایی گسترده تر زنان آزادیخواه وروشنفکر دوباره زنده گشت
دیدگاه گزینش روزی به عنوان "روز زن"نخستین بار درجریان مبارزات زنان نیویارک با شعار"حق رای برای زنان"مطرح شد و توانست توده وسیع زنان را ازاقشاروطبقات گوناگون
گردهم آورد و زنان درپشت این شعار درتلاش به رسمیت شناساندن هویت اجتماعی وانسانی خویش بودند واقعیتی که در نظامهای طبقاتی مردسالار قرن ها نادیده گرفته شده بود.دومین کنفرانس زنان سوسیالست درسال1910به مسله تعیین روزجهانی زن پرداخت و کنفرانس تاریخ برگزاری نخستین مراسم"روز زن"را19مارچ1911تعیین کرد.تمام سرک های آلمان،اتریش،سویس ودنمارک به مارش قدرتمند زنان به لرزه درآمد.درسال1913"دبیرخانه بین المللی زنان"
هشتم مارچ را به یاد مبارزه زنان کارگر نساجی درامریکا به عنوان"روزجهانی زن"برگزید در
همان سال زنان زحمتکش،روشنفکر و انقلابی در روسیه تزاری و سراسر اروپا؛مراسم هشتم مارچ را به شکل تظاهرات و همایش های وسیع برگزار نمودند.درسال1921کنفرانس زنان انترناسیونال سوم درمسکو برگزار شد و روز هشتم مارچ را بنام روزجهانی زن به تصویب رساندند.از اوسط دهه1930برگزاری تظاهرات روزجهانی زن درکشورهای که تحت سلطه فاشیزم بودند غیرقانونی اعلان شد و باوجود آن در هشتم مارچ1936زنان دربرلین وشهر مادرید هسپانیا تظاهرات کردند وجهانیان را به دفاع ازحقوق زنان فراخواندند.در دهه1960درکشورهای آسیایی،افریقایی وامریکای لاتین جنبش های رهایی بحش بپا خاسته بودند درکشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز جنبش ها و مبارزات انقلابی و ترقی خواهانه بالا گرفته بود.انقلاب فرهنگی درچین گام های عمیق وگسترده که درتایخ بی مانند بود درمسیر رهایی زنان برمی داشت.درامریکا و اروپا؛زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی به مبارزه برخاستند و موضوعاتی چون حق طلاق،حق سقط جنین،تامین شغلی،منع آزارجنسی،ضدیت با هرزه گردی و کاهش ساعات روزانه کار مطرح گردید.
مبارزات زنان توانست در برخی کشورها دستاوردهایی را کسب کند و در برخی کشورها ماندگار گردد.جنبش رهایی زنان نمی توانست از جنبش عمومی انقلاب جدا بماند درهشتم مارچ1969زنان امریکا در دانشگاه برکلی گردهم آمدند و علیه جنگ تجاوزکارانه یانکی های امریکایی درویتنام تظاهرات نمودند و درچنین شرایط دولت های سرمایه داری مجبوربودند درمقابل جنبش رهایی زنان به تدابیرو حیله گری ها متوسل شوند ودر نتیجه سازمان ملل متحد درسال1975هشتم مارچ را به مثابه روزجهانی زن به رسمیت شناخت.
اما اجرای مراسم قلابی و فرمایشی"روز زن"وحرکت های دیگری که از آن پس،توسط ستمگران به اصطلاح درحمایت از زنان برگزار شده و می شود هیچگاه نتوانسته و نخواهد توانست اهمیت وجایگاه واقعی هشتم مارچ را بیان دارند.درکشور اشغال شده ما که نیروهای متجاوز خارجی با شعارهای کاذب وفریبنده آزادی وحقوق زنان وغیره دولت دست نشانده
را تشکیل داده و هر روز برنامه های فریبنده درمورد مسایل زنان دارند جز فریب چیزی بیش نیست.دولت پوشالی موجود یکی از ضد زن ترین دولتی است که از نگاه ماهیت اش هیچ فرقی با اسلاف اش چون امارت اسلامی طالبان ندارد.روزانه درگوشه و کنار کشور شاهد خشونت،قتل،خودسوزی،فراراز منزل،تجاوزجنسی وانواع شکنجه برزنان هستیم که دولت پوشالی نه تنها
عاملین آنرا مجازات نمیکنند بلکه قربانی اصلی زنان هستند.درچنین شرایط دولت مزدور دوزجهانی زن را نیز تجلیل می نماید اما تجلیل روزجهانی زن و نهادهای وابسته به دولت جز
فریب وپوشانیدن ستم بر زن در کشورما چیزی بیش نیست.دولت در روزجهانی زن با اجرای نمایش های مضحک و دادن تحفه ها به چنب زن وابسته و مزدور میخواهند نشان دهد که زنان دراین کشور دارای حقوق و آزادی هستند.اما واقیعت به گونه دیگر هست.هشتم مارچ ومبارزه برحق زنان درکشورما در پرتو مبارزات برحق تمام توده های کشور برای بیرون راندن اشغالگران و رژیم پوشالی منعا و مفهوم واقعی خود را پیدا خواهد کرد.
"هر روز را هشت مارچ بسازیم و هشت مارچ را در هر روز سال زنده کنیم"
-------
ازخانم ویدی جان جهان سپاس
شعر من ای گوهر آفتاده از چشم زمان
شعر من ای گلبن پرورده در بستان رنج
شعر من ای غنچه پژمرده در مرداب غم
شعر من ای اشک سیمین خفته بر مژگان رنج
شعر من ای اه خوننین بر لب خاموش من
بلبل دستان سرای آشیان بردوش من
نغمه شادی به بزم سوگواران تابه کی
زندگانی درپناه نابکاران تابه کی
بال زیبای تو با زنجیر زرین بسته اند
شعر من ای بلبل دستان گر عشق و امید
شعر من ای شعله لرزان شب های سیاه
شعر من ای مهر عالم تاب فردای سپید
ناله شو، فریاد شو، فریاد رزم انگیز شو
نغمه جان سوز شو، آهنگ رستاخیز شو
پرده بی داد و زنجیر ستم را پاره کن
از هراس زورمندان پرده پوشی تابه کی؟
موج شو، سیلاب شو، سیلاب پر جوش وخروش
لرزه دردل ها پدید آور خموشی تا به کی؟
دراین قسمت محفل خواهرمان فاطمه جان مقاله ای تهیه نموده به خوانش میگیرد.
-------------
روزهشتم مارچ راهرچه باشکوه ترتجلیل کنید
امروزهشتم مارچ سال2012میلادی برابربا18حوت سال1390هجری شمسی است.
من این روزرابه تمام زنان سلحشوروستمدیده جهان وبخصوص زنان ستمدیده افغانستان تبریک میگویم،ویادجانباختگان این روزرا گرامی میدارم.وازتمام زنان ومردان آزادیخواه ایکه دراین محفل اشتراک نموده اظهارسپاس می نمایم.نسل جدیداززنان ومردان انقلابی امروزگردهم جمع میشوند تا این روزراگرامی داشته وازحقوق برابرمیان زنان ومردان دفاع نمایند.درسرتاسردنیا زنان ومردان مبارزوآزادیخواه این روز راجشن میگیرندوبه خیابان ها میریزند،تاازحقوق برابرمیان زنان ومردان وهم چنان ازحقوق دموکراتیک همه مردم زحمتکش دفاع نمایند.ماهم امروزبه خاطردراینجا گرد
هم جمع شده ایم تا ازحقوق زنان ومردان ستمدیده این کشور دفاع نموده واین صدا را بلند نمائیم.
دشمن آتش به جان وباد پیما را بگو خاک برسر کن که آب رفته باز آمد به جو
زنان مبارز کشورما به این نتیجه رسیده اند که بدون اگاه نمودن توده زنان و بسیج نمودن آنها ومبارزه جدی و پیگیر برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر نمیتوان به آزادی دست یافت،زیرا اینها دشمنان زنان و کلیه زحمتکشان اند.که امروز درافغانستان ازخائنین،میهن فروشان،قاتلان ومتجاوزین جنسی بطورجدی حمایت مینمایند.اینها اند که میخواهند زن ستیزان وقوانین و رسومی که حقوق برابر میان زنان و مردان را به رسمیت نمی شناسند پا برجا نگهدارند.اینها اند که از ستم برزن وستم بر ملیت ها وخلاصه ستم بر توده های زحمتکش همه ملیت ها سودهای کلانی به جیب می زنند.اینها اند که میخواهند با تمام توان و توش،توان و نیروی خلاق مبارزین راه آزادی را به تحلیل برده و فاسد شان سازد و زنان را هرچه بیشتر فرودست سازند.بطور خلاصه تمام اینها ویژگی های جامعه طبقاتی است که امپریالستها به شدید ترین وجهی از آن حمایت می کنند.نابرابری جنسی درهمه جوامع طبقاتی وجود دارد،حتی درکشورهای امپریالستی مردها دراقتصاد،سیاست و زندگی روشنفکرانه برتراند و زنان نقش زیردست وفرمانبردار را بازی میکنند.فقط چند سال است که زنان دراین کشورها توانسته ان که از آشپزخانه و کودکستان ها بیرون آیند،اما هنوز نابرابری اصلی پا برجاست.
این نابرابری جنسی همانطوریکه درجامعه بردگی و فیودالی وجود داشت،درجامعه سرمایه داری نیزوجود دارد.درجامعه سرمایه داری فقط شکل آن تغییر کرده و زنان بخاطربهره کشی بیشتر وارد کارزار جامعه گردیده اند.این شرایط را سرمایه داران برای زنان اعطا نکرده،بلکه زنان با تلفات و قربانی های بیشمار آنرا بدست آورده اند.اگر زنان سلحشور کشورما میخواهند که به این وضیعت تاسف بار خاتمه داده شود و از حالت جنس درجه دوم بیرون شوند،باید که به مبارزه روی آورند و زنان را بسیج نموده و در جهت بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم پوشالی همت گمارند.
زنان نه تنها باید جرئت یابند،بلکه باید با آمادگی و تجهیزات بیشتر درمبارزه برای بیرون راندن اشغالگران و نابودی سیستم کهنه و فرتوت که آنها راجنس درجه دوم قلمداد نموده و فرودست نموده است به پا خیزند و برای ایجاد جامعه نوین وبهتر وارد میدان شوند تا تمام توده های زحمتکش اعم از مرد و زن به آزادی رسیده و ازحقوق برابر برخوردار شوند.زیرا فرودست بودن زنان و تحمیل ستم واستثمار بر توده های زحمتکش از سلطه و ستم امپریالستی و طبقاتی جدا نیست.به همین لحاظ باید که این سیستم را واژگون ساخت وآنرا به یک جامعه کاملا نوین مبدل نمود.بنابراین زنان زمانی میتوانند که ازحقوق برابر با مردان برخوردار شوند،حقوق کامل خود را بدست آورند و سرنوشت خود را از نو شکل دهند که جز جدا نشدنی انقلاب جهانی شوند.
به پیش در راه رهائی زنان و کلیه زحمتکشان
----------------
تشکرازخواهرمان فاطمه جان.
بلی فرودست بودن زنان و تحمیل ستم و استثمار بر توده های زحمتکش از سلطه و ستم امپریالستی و طبقاتی جدا نیست.
سلام ای خواهرم ! ای نور چشمم
مرا شاید پس از امشب نفس نیست
بگیر این بیل و این داسم بدستت
که در دور و برت کم خار و خس نیست
به دستانت مبندی دست بندی
مگر آزادی ات هرگز هوس نیست؟
مبادا حلقه در گوشت نمایی
ترا محکوم بودن هیچ بس نیست؟
مگر ای دختر دهقان نژادم
ترا این خانه، این دنیا قفس نیست
پر پراونه خواهد شعله شمع
و آتشبازی در ذهن مګس نیست
خودت تصمیم تغیر جهان گیر
که جز دست خودت فریاد رس نیست
بپاشان بزر یک دنیای نو را
که در آنجا ستم بر هیچ کس نیست
اینک برادرمان سیرجان شعر را که آماده نموده به سمع شما میرساند.
-------------------
با عرض سلام من هم به نوبه خود ۸مارچ روز جهانی زن را به تمامی زنان ستم دیده و مردان آزادی خواه تبریک میگویم.
دختر قالین باف
توبا این خوردسالی خواهرم قالین می بافی
وپشت هر نخ و رنگش چه الافی ؟
اگر یک لحظه فرصت میشود دستت توقف ده
که میخواهم بگیرم از شما خواهر بیوگرافی
چه میپرسی از احوالم؟ منم عصاره غمها
اگر تو نکته میدانی همین یک جمله ات کافی
تو یک دنیای مشکل پیشرو داری، اگر میشه
کمی با دستها و ذهن خود کن کاری صرافی!
تو حق زیستن داری به هر شکلی که میخواهی
فقط آزادی کم داری ، نه یک دنیای اشرافی
برای کسب آزادی کمی همت، کمی شورش
که تا آخر نمی ماند نه بن لادن، نه قذافی
--------------
ازبرادرمان سیرجان سپاسگزاریم.
صورت می خپل واک یی دبل دی
صورته خاوری شی چی نور دی واک کوینه
دپښتون والی درانه پته
زماپه خوله دی لاس نیو گونگه دی کړمه
خلکو دی کونډو پناگر شی
چی میراث خوریی په لیوانو ودوینه
په نیمه شپه سوی ناری شوی
مورله لورانو بیلوی کوکی وهینه
ده خپرونی په دی برخه کی له میرمن آرزو څخه هیله کوم چی خپله مقاله تاسو ته وراندی کری.
--------------------
ښځه څه ډول دویم جنس شوه
که د بشری ټولنې تاریخی اړخ ته ځیر شو نو د تاریخ یوه ستره برخه د مورواکی یا مادرسالاری په نامه یادیږی چه په هغې دورې کې اقتصادی واګی تر ډیر حده د ښځو په لاس وه. یعنی دا چه د بزګری، معماری او ټولو کارونو فعالینې ښځې وې او هغې دورې ډیر کلونه دوام وکړ. تر څو چه د کار لومړنی طبیعی ویش یعنی هغه ویش چه د جنس او سن پر اساس په طبیعی توګه موجود وه له منځه ولاِړل او د کار دوهم ویش منځ ته راغی. دا ویش د طبقاتی نظام سریزه وه چه د هغه پر بنسټ ورو ورو ښځې له بزګری او داسې نور کارونه چه تر سره کول ګوښه کړل شوې او صرف د ماشومانو روزل او د کور کارونه هغوی ته وسپارل شوه. نو دلته وه چه ښځې نه اقتصادی خپلواکی واخیستل شوه او نرواکی نظام منځ ته راغی او ښځه په دوهمه جنس بدله شوه. په دغه اساس په ښځې باندې د کړاونو بنسټ دطبقاتی ټولنې پیل وه.
ترنن پورې ښځه نه یوازې زموږ په ټولنه کې دوهم جنس ګڼل کیږی بلکه په ټوله نړۍ کې دوهم جنس ده خو په ښځو باندې د کړاونو کچه په هر هیواد کې توپیرلری. که موږ خپلې ټولنې ته راشو زموږ د ټولنې جوړښت پوره مستعمره او نیمه فیوډالی جوړښت دی. په داسې ټولنو کې جنسی کړاو له امپریالستی کړاو سره ټینګې اړیکې لری نو د دغه جوړښت پر بنسټ کولی شو چه دښځو په ټولنیزو او تاریخی ستونزو خبرې وکړو.
لکه څنګه چه مومخکې یادونه وکړه له پخواه نه ترنن پورې د ښځو ګوښه کیدل له اقتصادی چارونه نن هم ترټولو ستره ستونزه ده چه زموږ په هیواد کې هغوی ورسره لاس او ګریوان دی. د اقتصادی خپلواکی نشتون دښځو په ژوندون خورا ډیره بده اغیزه کړې ده اند تردې حده پورې چه یوه ښځه نشی کولی چه خپل د ژوند پریکړې پخپله وکړی او د یوه آزاد او خپلواک انسان په څیر په ټولنه کې ژوند وکړی. دلته دښځې واکدار نارینه دی ولې چه ټولنه نرواکې ټولنه ده. نو پدې اساس بد ورکول، ولور اخیستل، کونډه میراث ګڼل او په زورزیاتی سره واده کول زموږ دټولنې یوه برخه ګرزیدلې.
په افغانستان کې دښځو داغمیزه او ناورین څو اړخونه لری. ښځې په دغه جغرافیاېی محدوده کې له راز راز ستونزو څخه کړیدلی په کلیو او بانډو کې د پلار، ورور او میړه له لاسه په کورونو کې بندیانې شوی دی او د هغوی په لاسونو او پښو کې د رسمونو ولچک او زولنې پرتې دی. په ښارونو کې که څه هم ځینې ښځې داقتصاد له پلوه یو څه خپلواکې دی خو بیا هم دخپلو خولود پایلې پوره واک نلری. حتی هغی ښځې چې د لاس پوڅی رژیم کې هم په لوړو پوړونو کښې دنده ترسره کوی خو بیا هم دنارینه ترسیوری او واکمنی لاندې ژوند کوی.
له پورتنی کرښو څخه دا نتیجه اخلو چه نسبی اقتصادی خپلواکی او تحصیل او لوړ دولتی پوستونه نشی کولای چه ښځه په حقیقی ډول واکمنه او خپلواکه کړی. ترڅو چې دا نړیوال نظام اودا نړیوالې اړیکې چې ټولې د ښځې په ضد دی موجود وی دا کړاوونه هم دوام ولری. یوازنی لار د دغه نظام پر ضد په ملی او بین المللی هغه مبارزه ده چه دا نظام له منځه یوسی او یو انسانی نظام چه د آزادی او مساوات بر بنسټ ولاړ وی منځ ته راوړی.
-------------
له میرمن آرزو سخه مننه.
هو په دغه جغرافیاېی محدوده کې ښځه له راز راز ستونزو څخه کړیدلی په کلیو او بانډو کې د پلار، ورور او میړه له لاسه په کورونو کې بندیانې شوی دی او د هغوی په لاسونو او پښو کې د رسمونو ولچک او زولنې پرتې دی.
مودایم تپ موشی ده جنگی دیگرو سرمو ادد کده قت سنگ دیگرو
اگه غیرد بوده ده شیر آبی وطن ره بور کنی از چنگی دیگرو
دراین قسمت از محفل خواهرمان شایسته جان شعر را آماده نموده خدمت شما تقدیم مینمایند
----------
آتنگ دیگرو
مودایم ټب موشی یده جنگ دیگرو
سرمو عادت کده قد سنگ دیگرو
تاتیس ره آر قدر منده ده یاد مو
وضو قد خو کدی ده بنگ دیگرو
کجایه شوق و اوماغ و خوشی مو
سوجی مو بوره ده آتنگ دیگرو
وطن آر خیل که دشت بیگانه چور کد
مو غیرت تو موشی ده ننگ دیگرو
اگه روشن نشو نه منزل و و رای مو
ده دشت میله الاغ لنگ دیگرو
نمیتنی روش بدی خوبی خود خو
چیمای موکوره ده خگچنگی دیگرو
لبای رنگ سرخ شو لبید خود خو
ناقی مو ملی مونډی ایل رنگ دیگرو
ده رنگ خو خو آر گل خوشنمایه
بلی خو تید نکنید از رنگ دیگرو
اگه غیرت بوده ده شیری آبی
وطن ره بورکنی از چنگ دیگرو
-------
تشکر از خواهر مان شایسته جان
درون صخره های سخت و پهنای بیابان،
ودر آغوش توفانهای درد آگین و یاس آور
ویادر بستر گلهای رنگارنگ فرحتزا
درین گیتی،
از آن کوزشت یا زیبابود
حتی میتوان انکارکرد اما نشاید کرد مادر را
ازان رومی ستایم من ترا مادر
توای، پروردگار اولین حماسه های زندگی سازم
توای، آموزگار قلب من هرگز
زلوح خاطرم احساس گرم اشک سوزانت نخواهدرفت
وروح سرکشم از پهنه عصیان
فرود آرد سراندرپیشگاه مهربی پایان تو تازنده ام مادر
ومادربیا....
بیا یک لحظه در معراج هستی بخش انسانها
وبشنواین پیام خلق را کزجمله مادرها
درین کشور ودرهرگوشه دنیا
نخواهد گواه جز فرزندهای انقلابی را
وای مادر
من اینرا خوب میدانم
که درآینده مادرها
به فرزندان شان آموزش پیکار خواهند داد
ولی ، آیا
توهم این کار را با جهد خواهی کرد؟
آری
من اینرا خوب میدا نم...
دراین قسمت ازگروه سرود خواهشمندیم تاروی ستیژ تشریف آورده سرودی را که آماده نموده برای شما حضار گرامی هدیه نمایند.
--- سرود اول ----
متن تایپ شده شعر بعدا نشر میشود.
از گروه سرود جهانی سپاس
دربطن ستم عمری بسر بردم و اینک
با مشت گره کرده و با عزم شکستن
دنیای پر از جبر و پر از ظلم کهن را
بنیاد ستم را
بر میکنم از ریشه که عمرش بسر آید
دیگر نبراید
بافکر نو و طرح نو، اندیشه عالی
دنیای نوین برجایش کنم ایجاد
دهقان ستمکش شود از بندگی آزاد
تا خنده شود باردیگر مونس مردم
باموج ترنم
هر سفره پر از نان شود و فقر شود گم
با خوشه گندم
دنیای ستم گم شود از ریشه و بنیاد
دهقان شود آزاد
میهن شود آباد
حالا ازخواهرمان فروغ جان تقاضامندم مقاله ای راکه تهیه نموده به سمع شما عزیزان برساند.
========
چرا زنان جنس درجه دوم محسوب میشوند؟
امروز همه و به خصوص مردم افغانستان بخوبی میدانند که ما در یک دوره پر از تنش و نا آرامی های فزاینده زندگی می کنیم. این تنش ها و نا آرامی های فزاینده مربوط به اشغالگری و تجاوز امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا در کشور ما می باشد. این تنش و نا آرامی در شرایط کنونی نه تنها دامنگیر افغانستان بوده و هست، بلکه این تنش ها و نا آرامی ها در اثر تجاوزات و مداخلات مستقیم امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا دامنگیر کشور های عربی نیز شده است.
و حتی کشور پاکستان بهترین یاور امپریالیزم یانکی نیز از این گزند بی نصیب نمانده است که نفرت و انزجار توده های مردم روز به روز نسبت به امپریالیستهای یانکی و رژیم های پوشالی دست نشانده مثل رژیم حامد کرزی شدید و شدید تر می گردد. این موج ناخشنودی در کشور ما در قالب تظاهرات، اعتصابات و تحریم انتخابات مضحکه به خوبیخود را نشان داده است. به همراه این موج نا خوشنودی و ستیزه جویی روحیه آزادیبخش زنان کشور ما نیز دوباره رو به غلیان است. پیشتازان جنبش های آزادیبخش زنان جوانی اند که سنت های دست و پاگیر خانه و خانواد که زندگی زناشویی را طبق احکام و قوانین رژیم های پوشالی محدود نموده زیر سوال می برند. این زنان با صدای رسا اعلام مینمایند که زنان از جنس درجه نبوده، بلکه سیستم رژیم های فرتوت مردسالاری است که زنان را به جنس درجه دوم تبدیل نموده است. زنان آزادیخواه می گویند زنان نیز مانند مردان دارای مغز و استعداد های خلاق اند. این سیستم منحوس است که زنان را از همه چیز عرصه های زندگی محروم نموده است. امروز زنان از روی غریزی حس می کنند که به اشکال و انواع گوناگون و با حیله و نیرنگ از سوی نیروهای ارتجاعی و سیستم منحط شان دچار قید و بند گردیده اند و به وضعیت پست تر رانده شده و جنس درجه دوم قلمداد می شوند. این زنان باید دقیقا درک نمایند که این وضعیت چه قسم بوجود آمده و به چه شکلی میتوان آنرا از میان برداشت. اکثریت عظیم زنان کشور ما نمی دانند که قبل از پیدایش طبقات این وضعیت اسفناک برای زنان وجود نداشت. زنان و مردان از حقوق مساوی برخوردار بودند، زمانیکه جامعه طبقاتی ظهور می کند زنجیر بردگی بر دست و پای زنان پیچیده می شود و زنان به برده مردان تبدیل می گردد. زنان باید این نکنته را به خوبی درک کنند که زیر دست بودن زنان به استقمار کشیدن گارگران و توده های زحمتکش و تبعضات نژادی، جنسی و ملیتی که امروز از طرف عده قلیل مشت خاین و میهن فروش اعمال میگردد همه وابسته به طبقات ستم طبقاتی و ستم امپریالیستی است. در شرایط کنونی هستند زنانی که اشغالگران امریکایی و رژیم پوشالی حامد کرزی را به دوران حکروایی جهادی ها و طالبان مقایسه می کنند و به این نتیجه غلط می رسند که رژیم حامد کرزی و امپریالیستهای اشغالگر آزادی را برای زنان به ارمغان آورده است! این ها زنانی اند که در میان بد و بد تر گیر کرده و از میان بد و بدتر یکی را انتخاب می کنند. هرگاه دو شی ناپاک رابا هم مقایسه کنید، حتما یکی از آنها ظاهرا یک ذره پاکتر به نظر می رسد. چنین نظرات م مقایساتی کاملا از ریشه غلز است. و حلاب مشکلات نیست. بحث های نابرابری جنسی را نمی توان بصورت مقایسوی رژیم های فرتوت و پوسیده به میان کشید، باید ریشه های تاریخی و اقتصادی آنرا نمایان ساخت. همانطوریکه گفته شد قبل از برقراری سیستم کنونی جامعه ایکه ما در آن قرار داریم، جامعه ای به گونه کاملا متفاوتی وجود داشت. آن جامعه (جامعه بدوی و بدون طبقه) بر اصل دمکراسی درست و برابری کامل از جمله برابری مرد و زن استوار بوده است. در آن جامعه نه ستم جنسی وجود داست و نه هم ستم طبقاتی. منشا کلیه ستم ها طبقات است، تا زمانیکه جامعه بر چنین سیستمی استوار باشد، امکان برقراری حقوق کامل و به خصوص برابری میان زن و مرد غیر ممکن است. هرگاه خواسته باشیم که دمکراسی اصیل و برابری حقوق میان زن و مرد برقرار کنیم باید به طور جدی و پیگیر علیه ستم طبقاتی مبارزه نماییم. مبارزه با ستم طبقاتی بدون مبارزه با ستم امپریالیستی چیزی به معنا است. زیرا در جامعه طبقاتی کلیه اشکال ستم به ستم طبقاتی گره خورده است و به همان ترتیب ستم طبقاتی با ستم امپریالستی پیوند تنگاتنگ دارد. امپریالستها در سطح جهانی حامی منافع طبقات حاکم ارتجاعی و قلدرمنشان حمایت نموده و جوامع را به شکل طبقاتی آن سرپا نگهدارند. لذا کلیه اشکال ستم به ستم امپریالستی گره خورده است. بدون بیرون راندن اشغالگران و سرنگونی رژیم پوشالی نه برابری درکار است و نه هم دموکراسی به معنی واقعی آن. زنان رفرمیست، تسلیم طلب که در کنار رژیم پوشالی و امپریالستهای اشغالگر استاده اند وعظه می کنند که اشغالگران و رژیم پوشالی حامد کرزی میتواند "آزادی" را برای زنان به ارمغان آورند! اما زنان آزاده و آزادیخواه می گویند که اشغالگران و رژیم حامد کرزی یه میخواهند و نه میتوانند که حامی آزادی زنان بوده و آنها را از قید اسارت و بندگی برهانند، بلکه بیشتر زنجیر های ستم را بردست و پای شان محکم می نمایند و قوانین ساخته وپرداخته شان بیانگر این مدعاست. اسن زنان تسلیم طلب به خوبی آگاهند که در پارلمان رژیم پوشالی اصلا نظرات زنان به هیچ گرفته می شود و هیچکس به نظرات شان ارزشی قای نیستند، چخ رسد به دیگر زنان جامعه ما. موغظه های زنان رفرمیست فقط به خاطر اغفال زنان ستمدیده و خوش خدمتی به درگاه رژیم پوشالی است. باید این پهره ها را افشا نمود در شرایط کنونی که کشور در تسلط اشغالگران قرار دارد، آمار خودسوزی و سورانده زنان توسط شوهرو یا پدر در افغانستان بالاترین ارقام در جهان را نشان می دهد. به همین ترتیب بالاترین آمار در جهان تجاوزات جنسی در افغانستان است. از ازدواج های بالاترین آمار در جهان تجاوزات جنسی در افغانستان است. از ازدواج های اجباری و شوهردادن دختران با مردان بزرگسال میگذریم. طبق گذارش کمسیون "مستقل حقوق بشر" افغانستان در ظرف شش ماه امسال 2439 قضیه خشونت علیه زنان ثبت شده است. طبق اعتراف این کمیسون اکثریت خشونت ها علیه زنان به آنها گزارش داده نشده و نمی شود و به همین ترتیب این کمسیون معترف است که خشونت علیه زنان امسال نسبت به سال گذشته دو برابر شده است، تا زمانیکه این سیستم وجود داشته باشد و افغانستان در تسلط امپریالستها باشدَ، علاوه بر اینکه برابری حقوق میان زنان و مردان امکان پذیر نیستَ، بلکه روز به روز به شدت وحدت آن می افزاید. برای برقراری حقوق برابر میان زنان و مردان فقط و فقط یک راه دارد، آنهم بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده شان و استقرار حکومت دمکراتیک نوین. برای این کار زنان باید دست به دست هم داده، متشکل شوند و به صورت یک گروه فشرده دوشادوش مردان مبارز و انقلابی به حرکت درآیند و با پشتکار این مبارزه را ادامه دهند.
-------
تشکر از خواهرمان فروغ جان.
من ای دخت دلیرو قهرمان خلق میدانم
که زنجیر اسیران ستم مردانه بشکستی
وبا آهنگ رقص، آتش اندر کاخ دد خویان این مأمن
بپاس رنج مردم- اخگر افگندی
در این قسمت محفل خواهر مان معصومه جان شعری را که آماده نموده خدمت شما تقدیم مینماید
---------------------------------
شعر بعدا درج میگردد!
---------------------------------
تشکر از خواهرمان معصومه جان
خواهرم بیدار شو تقدیر دنیا دست توست
دفن کن دیروز را آغاز فردا دست توست
گرچه تا امروز هم بستست دست و پای تو
موج طوفان خیز مردم مثل دریا دست توست
دشمن خونخوار ما ترفند ها دارد مگر
صخره سنگ مرگ دشمن کوه بابا دست توست
داده نا مردان به دشمن خاک میهن را اگر
سنگر هر کوه و دره، دشت وصحرا دست توست
زندگی را در اسارت سر نمودن ذلت است
پاره کن زنجیر را دست توانا دست توست
اینک خواهرمان خوشی جان شعر در رابطه به زن تهیه نموده خدمت شما تقدیم مینماید.
---------------------------------
شعر بعدا درج میگردد!
---------------------------------
تشکراز خواهرمان خوشی جان.
آفرین برراد مردی که آفت بیداد بود
پادشاهان را زقید بندگی آزادبود
دادمردی داد، پیکار با ارباب جور
زانکه بردوشش لوای اعتلای دادبود
بوسه بردست شه خود سرنزد لیکن به رزم
باشهامت بوسه زن بر خنجر پولاد بود
آبروی خصم آتشخوی را بر خاک ریخت
آنکه عزمش همچوکوهی در مسیرباد بود
حالا ازبرادر مان نصیر جان تقاضامندم تا مقاله خویش را به سمع شما عزیزان برساند
----------
چگونه زنان فرودست شدند
هرگاه بخواهیم این موضوع را از لحاظ تاریخی -اقتصادی بررسی کنیم،این نتیجه بدست می آید که قبل از جامعه ایکه ما فعلآ در آن زندگی میکنیم،جامعه ای وجود داشت که درآن هیچگونه تمایز واختیلافات جنسی وجود نداشت.در آن جامعه زن نقش تعیین کننده داشت و رهبری فرهنگی و تولیدی جامعه در دستش قرارداشت.درآن جامعه هیچگونه محدودیتی از طرف مردان به آنها ایجاد نمیگردید.آن جامعه برپایه حقوق مساوی میان زنان و مردان که یکی ازآنها برابری جنسی بود بنا شده بود .در آن جامعه ازدواج به معنی همزیستی زوجی یا خانواده دونفره وجود داشت نه تک همسری .درآن جامعه چون زن عضو تولید کننده اقتصادی بود،نیازی به نقش ابزار حمایتی شوهرش نداشت.آن جامعه مادر سالاری بود.با آغاز جامعه طبقاتی و مالکیت خصوصی این آزادی از میان رفت و زنان به بردگان و اطاعت کنندگان مردان تبدیل شدند.هم پای آغازجامعه طبقاتی زنان به اندرون خانه کشیده شدند و از کار تولید در جامعه برکنار ماندند و استقلالیت خویش را در حوزه اقتصادی از دست داده ومحتاج نقش شوهر به عنوان ابزارحمایتی گردیدند.ازدواج های امروزی نیز همین معنی و مفهوم را میرساند. باایجاد طبقات و مالکیت خصوصی زن دیگر جزمایملک مرد به حساب آمد ومجبورگردید که تمام تن و روان خود را در اختیار مرد گذارد.زنان با این ازدواج کنترول خویش را بربدن وذهن از دست داد،زیرا دیگر او جزمایملک شوهری بود که تصمیم اصلی را او میگرفت و زن مجبور بودتا تصامیم شوهر را عملی سازد.این ویژه گی ها نشان میدهد که عقل و هوش او دیگر پرورش نیافت واز نظرفرهنگی نیز صدمه دید. به این ترتیب زنان کنترول سرنوشت خود را از دست دادند و حتی از کامروایی جنسی و زندگی پرمهر شوهرنیز محروم شدند،زیرا با آغاز ازدواج تک همسری زنان با قانون سختگیرانه ای روبرو شدند با کوچکترین حرکت مخالق خواست شوهر به تنبیه بدنی روبرو می شدند.این تک همسری فقط برای زنان بود و برای مردان هیچگونه محدودیتی را در برنداشته و ندارد.مردان آزادانه میتوانستند و می توانند با دیگرزنان معاشرت نمایند و حتی همزمان دارای چندین زن"قانونی" باشند.در جامعه ایکه ما در ان زندگی می کنیم به خوبی دیده می شود که زنان اعم از طبقات بالا و پایین در رنج اند.مردانیکه دارای توانمندی اقتصادی اند به مباشرت به دیگر زنان رجوع مینمایند و به انواع واشکال مختلف از دیگر زنان کامجویی میکنند.باآغاز سرمایه داری و پیدایش طبقه کارگر،سرمایه داران بخاطر سود بیشتر زنان را وارد کار اجتماعی نمودند.در این زمان بهره کشی از زنان دو ویا حتی سه برابرمردان بوده و هست.امروز که شمار زیادی از زنان بیرون از خانه کار میکنند.هنوز بارسنگین کارهای خانه و مسولیت ها را بردوش می کشند.این زنان در چنین شرایطی از دو ستم رنج میبرند،یکی ستم کارفرما و دیگر ستم مرد سالاری.
امروز اشغالگران امپریالست داد و فریاد راه انداخته اند که به افغانستان بخاطر"آزادی" زنان آمده اند.این یک دروغ محض و عوام فریبانه است،زیرا آزادی تحفه ای نیست که از طرف اشغالگران و رژیم پوشالی به زنان هدیه گردد،این آزادی از طریق مبارزه جدی وپیگیرزنان به منظور راندن نیروهای اشغالگروسرنگونی رژیم دست نشانده و ایجاد جامعه دموکراتیک نوین بدست می آید
.تا زمانیکه جامعه به طبقات ستمگر و ستمکش تقسیم شده باشد،آزادی معنی و مفهوم طبقاتی دارد،همانطوریکه دموکراسی این مفهوم را با خود حمل میکند.در چنین جامعه ای اشغالگران نه حامی آزادی زنان اند ونه میتوانند و نه میخواهند که زنان را از قید اسارت برهانند،بلکه حامی طبقات و نیروهای مرتجعی اند که ستم بر زنان را برسمیت می شناسند واین ستم را به شکل قانونی ان در اورده اند.زنان مبارز و انقلابی که پیش تازان جنبش آزادی زنان اند به خوبی درک نموده اند که زنان هیچگاهی به آزادی نمیرسند،مگر اینکه ستم طبقاتی از میان برداشته شود.در شرایط کنونی جامعه ما از بین بردن ستم طبقاتی بدون بیرون راندن نیروهای اشغالگروسرنگونی رژیم پوشالی امکان پزیر نیست. برای این کار از همه اولتر بردن آگاهی میان زنان و بسیج شان الزامی است.آنگاه زنان مبارز دوشادوش مردان انقلابی میتوانند که از طریق مبارزات جدی و پیگیر یعنی از طریق مقاومت ملی مردمی وانقلابی اشغالگران را از کشوربیرون رانده و رژیم پوشالی زن ستیز را بزیر کشیده و جامعه ایکه حقوق برابر میان زنان و مردان را به رسمیت میشناسد مستقر نمایند.
به پیش در راه بسیج زنان
زنده باد آزادی
------------
ازبرادر مان نصیر جان تشکر
بلی تا زمانیکه جامعه به طبقات ستمگر و ستمکش تقسیم شده باشد،آزادی معنی و مفهوم طبقاتی دارد،همانطوریکه دموکراسی این مفهوم را با خود حمل میکند.
دلم انگه شود آرام گیرد
زسبکم نسل نو الهام گیرد
گروهی با هنر در سیر تاریخ
زمن با نیک نامی نام گیرد
حالا خواهرمان نادره جان اختیاری شعری را که آماده نموده به سمع شما میرساند.
-------------------------
شعر بعدا درج میگردد!
------------------------
تشکر از خواهرمان نادره جان.
هرگزدل مازخصم در بیم نشد
دربیم زصاحبان دیهیم نشد
ای جان به فدای آنکه پیش دشمن
تسلیم نمود جان و تسلیم نشد
بازهم از گروه سرود تقاضامندم که روی ستیژ تشریف آورده وسرود تهیه خویش را به شما تقدیم نماید.
----------------------
سرود بعد از تایپ درج میگردد!
--------------------
با تشکراز گروه سرود
پیام بهار
عروس صبح می خیزید
نسیمی از فراز دره های دور
بسان رهروی سرمست می آمد
وبا خود
هدیه کهسار-عطرتازه گلهای وحشی را
برای نو عروس صبح می آورد
ودست صبحگاهان
چهره زنگارشب را با لعاب روشنی می شست
درانجا ، درمیان کشتزاران
دل برزیگران بیتاب و نخل آرزوشان پرگل امید
وچشم و جان براه نوبهارانی که می آمد
ورعد پرطنینش شعله- فرمان رستاخیز می آورد
عروس صبح می خیزید
نسیمی از فراز دره های دور
بسان رهروی سرمست می آمد
وباخود
هدیه کهسار-عطرتازه گلهای وحشی را
برای نوعروس صبح می آورد
پیام نوبهار رزم در گوش جهان میگفت
که پیکار نوین خلق آهنگ طرب دارد
دراین قسمت از محفل از خواهرمان زحل جان تقاضامندم تا شعر تهیه شده اش را خدمت شما تقدیم نماید.
-------
خانم ها واقایان سلام، من هم به نوبه خود 8 مارچ روزجهانی زن را به تمامی زنان تبریک میگویم.
زندگی چیست؟
زندگی چیست شادکامی وعیش
بهر غارت گران وبدگهران
زندگی چیست ناتوانی ودرد
بهر زحمت کشان ورنج بران
زندگی جلوه دیگر گیرد
گرستم دیدگان به پاخیزند
برستم پیشه گان نبخشایند
بافرومایه گان درآویزند
صبح فردا که موج جنبش خلق
بشکند تخته پاره های کهن
زندگی گلشن امید شود
چون فرو ریزد این بنای کهن
---------
تشکراز زحل جان
به بستر جوانی اندوهبارمن
عمری غبار تیره حرمان نشسته بود
مرغ شکسته بال و روان فسرده ام
از شاخسارخرمی الفت گسسته بود
*
امید روشنی ده اندیشه های من
راهی بسوی روشنی روزها نداشت
دردشت سارهای عطشناک خاطرم
چیزی به جز سراب فریبنده جانداشت
*
یک شب که ابر ظلمت وافسون ناکسان
پوشیده بود پهنه این کوهسار را
آن شب سپهر غمکده ام بی ستاره بود
می سوخت آتش، این دل اندوهبار را
*
ناگه برون شد از دل ویران روستا
موج غریوجنبش زدر آزمای خلق
درآسمان روح من آنگه، دمیده بود
خورشید سرخ واختر مهر آشنای خلق
*
اینک من و امید فروزان زندگی
رزم وستیز وجنبش وتوفان انقلاب
اینک من وامید به فردای توده ها
فردای سرخ و عصر شگوفان انقلاب
دراین قسمت ازمحفل خواهرمان عاطفه جان قطعه نامه دسته هشت مارچ زنان افغانستان رابه خوانش میگیرد.
---------------------------
قطعنامه دسته هشت مارچ زنان افغانستان
بیش از ده سال از حمله امپریالست ها به رهبری امپریالیزم امریکا و سر نگونی امارت اسلامی طالبان می گذرد. این یکدهه گذشته کوته بینی کسانی را به نمایش می گذارد که پایان" امارت اسلامی طالبان" را آغاز دموکراسی، آزادی و بخصوص آزادی زنان از قید اسارت طالبان می پنداشته و می پندارند. امپریالیستهای اشغالگر شعارهای کاذبانه مبارزه "علیه توروریزم" "وآزادی زنان" از اقید اسارت طالبان را رو پوشی برای تهاجم و تجاوز به افغانستان ساختند یک عده ازعناصر میهن فروش و تسلیم طلب زیر این بیرق خزیده وتجاوز امپریالستها را به فال نیک گرفته وآنرا (بارقه امید در چشمان اشک بار ملت) افغانستان خواندند بخاطر منافع اشغالگران و رژیم پوشالی شعارهای کاذبانه امپریالیستها را به اشکال گوناگون به توده های زحمتکش و بخصوص زنان ستمدیده افغانستان توجیه نموده و می نمایند درحالیکه امپریالیستهای اشغالگر و رژیم پوشالی اش نه خواهان آزادی زنان اند و نه میتوانند زنان را از قید اسارت آزاد سازند، زیرا آزادی زنان در گیرولغومالکیت خصوصی است.
محققین و علما در اثار متعددی که به جا گذاشته اند، اثبات نموده اند که پایه برد گی زن علل اقتصادی- اجتماعی دارد، وزیر دست بودن زن از روزی بوجود آمد که مالکیت خصوصی پا به عرصه وجود گذاشت . این پیش آمد از یکسو زن را وابسته به پدر وشوهر نمود، و از طرف دیگرصحه به بردگی اجتماعی او گذاشت. زن برده ، دهقان، قابل خرید و فروش و بعد پرولتر شد تا زمانیکه این علل اقتصادی-اجتماعی که زن را فرو دست نموده از بین نرود، آزادی زنان امکان پذیر نیست.
هرگاه با دید بصیرت به تاریخ نگاه کنیم به خوبی دیده میشود که امپریالیستها به رهبری امپریالیزم امریکا با زن ستیزان هیچ مشکلی به سر آزادی زنان نداشته و ندارند. چنانچه بعد از سقوط شاه ایران از رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی ایران پشتیبانی نمود وبه همین ترتیب جمهوری اسلامی عراق و جمهوری اسلامی افغانستان نشانه بارزی از زن ستیزانی است که دست نشانده ومورد حمایت امپریالیزم امریکا و متحدینش قرار دارند.روابط امریکا با طالبان زمانی به تیرگی گرائید که طالبان دیگر نتواسته درراستای منافع امریکا گام بردارد.در شرایط کنونی امپریالیزم امریکا و متحدینش تا زمانی ازحامدکرزی حمایت می کند که بتواند منافع شانرا تامین کند،درغیر این صورت مهره را تغییر داده و زن ستزی را برچوکی دست نشاندگی خواهد نشاند که صدمرتبه ازحامدکرزی زن ستیز تر باشد.
امپریالیزم امریکا خواهان یک رژیم کاملا اسلامی گوش به فرمان ومطیع درافغانستان است،تا بهتر بتواند جنبش های آزادیبخش و بخصوص جنبش زنان را سرکوب نماید و زنان که نیمی از جامعه را تشکیل میدهد مطیع و فرمانبردار ساخته وازخشم ونفرت شان جلوگیری بمعل آورد.
همانطوریکه ستم بر زن منشأ طبقاتی دارد،این ستم به شدیدترین وجهی با ستم امپریالستی گره خورده است،بدون از بین بردن ستم امپریالستی نمیتوان به دیگرستم ها و بخصوص ستم برزن پایان داد.پس یگانه راه بیرون رفت زنان از قیداسارت و بردگی بیرون راندن نیروهای اشغالگروسرنگونی میهن فروشان و زن ستیزانی است که در خدمت امپریالستها درآمده اند.
زنان دسته هشت مارچ زنان افغانستان برای بهبود وضع زندگی زنان ودیگر اقشار زحمتکش خواهان آنست تا موارد ذیل که از جمله خواست های فوری و دموکراتیک زنان است عملی گردد.
1-اخراج بدون قید و شرط قوای اشغالگر.
2-لغو ازدواج های اجباری.
3- لغو نکاح صغیره.
4- تامین حقوق و آزادی سیاسی و مدنی افراد،هرفرد باید حق داشته باشد تا در هرمورد ابراز عقیده نماید.
5- مساعد ساختن زمینه های گوناگون عودت آبرومندانه آورگان به کشور.
6- ایجاد زمینه اشتغال به کارگران.تا مردم زحمتکش کشورما مجبور نگردند برای بدست آوردن لقمه نانی رهسپار کشورهای خارج شوند.
7- ایجاد زمینه اشتغال به محصلینی که از پوهنتون ها فارغ گردیده و میگردند.
8- تداوی مجانی مریضان درشفاخانه های دولتی.
9- ایجاد شرایط مساعد تحصیلی برای تمامی فارغان صنوف دوازدهم،تحت هیچ شرایط دولت نباید مانع ادامه تحصیل شان گردد.
10- ایجاد کودکستان های دولتی که بودجه آن از طرف دولت پرداخته شود.
11- مزد برابر درمقابل کار برابر.
12- فرصت شغلی و تحصیلی برای زنان و مردان.
13- اشد مجازات برای کسانیکه مرتکب تجاوزات جنسی می شوند،انهم بصورت محاکمه علنی.
14- محاکمه علنی آنعده کسانیکه به خشونت علیه زنان مبادرت می ورزند.
15--تساوی حقوق زن و مرد درهمه عرصه های اقتصادی،سیاسی و فرهنگی.
16-روز هشتم مارچ باید به عنوان یک روز قانونی به رسمیت شناخته شود و رخصتی عمومی اعلان شود.
شانزده ماده فوق از جمله مطالب عاجل ودموکراتیک ما است.تا زمانیکه این خواست ها تحقق نیابد ما به مبارزات خود ادامه میدهیم.
خشم زنان را به مثابه نیروی قدرتمندی
در امرانقلاب رها کنید.
زنده باد آزادی
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
18حوت1390
------------------------
محفل مانیز با قرائت قطعه نامه دسته هشت مادرچ زنان افغانستان به پایان میرسد واز شما حضار گرامی که تا این لحظه مارا همراهی نمودید جهانی سپاس.
محفل تجلیلیه هشتم مارچ امسال توسط اعضاء و فعالین " دسته هشت مارچ زنان افغانستان" در سه منطقه از افغانستان دایر گردید.
مقالات قرائت شده در محفل تجلیلیه یک منطقه قبلا درج گردید و اینک مقالات قرائت شده در منطقه دوم همراه با گزارش محفل درین بخش درج میگردد.
-----------------------------------------------------
گزارش تجلیل از روز جهانی زن در شهر ....
هشت مارچ امسال توسط اعضای دسته مارچ زنان افغانستان در شهر .... بصورت نیمه علنی تجلیل گردید. این محفل روز پنجشنبه مورخ 8 مارچ 2012 برگذار گردید و در آن بیشتر از 150 نفر شرکت نموده بودند که بیشتر از 95 فیصد آنرا زنان و دختران جوان تشکیل می داد.
محفل ساعت 2 بجه بعد از ظهر شروع گردید و ساعت 4 بعد از ظهر خاتمه یافت.
محفل با قرائت " افتتاحیه " توسط یکی از دختران جوان آغاز گردید. بعد از آن یکی دیگر از دختران جوان سندی در باره " تاریخچه هشت مارچ " را به خوانش گرفت. سپس چهار مقاله و سه قطعه شعر توسط سائر دختران جوان شرکت کننده در برنامه محفل قرائت گردید. همچنان در جریان محفل دو ترانه نیز توسط دختران خورد سال سروده شد. در اخیر، قطعنامه محفل توسط یکی از زنان میانسال شرکت کننده در برنامه محفل قرائت گردید.
این محفل سه خصوصیت ویژه خوب داشت:
اول - برنامه محفل بطور مستقلانه و توسط خود اعضای دسته هشت مارچ ترتیب و تنظیم گردیده بود و تمام مقالات و اشعار خوانده شده و ترانه های سروده شده در محفل توسط خود دختران شرکت کننده نوشته و انتخاب شده بود.
دوم - تمامی شرکت کنندگان در اجرای برنامه محفل را عمدتا دختران جوان تشکیل می دادند و تعدادی از دختران خورد سال و یک زن میانسال نیز در برنامه محفل شرکت داشتند.
سوم - شرکت دختران و زنان جوان در محفل گسترده بود و بیشتر از 95 فیصد مجموع شرکت کنندگان محفل را دختران و زنان جوان و بقیه را دختران خورد سال و زنان میانسال تشکیل می دادند.
این محفل دارای یک محدودیت منفی نیز بود:
شرکت مردان در محفل خیلی اندک بود و می توان گفت که مردان تقریبا بطور کلی به محفل دعوت نشده بودند.
بطور کلی تمامی شرکت کنندگان محفل در قبال اعلامیه اخیر " شورای سرتاسری علمای افغانستان " یعنی شورای ملاهای جیره خوار اشغالگران و مداح رژِیم دست نشانده و بخصوص بخش مربوط به حقوق زنان در آن، به شدت موضع مخالف و مبارزه جویانه داشتند و در ضمن تا حدی ابراز تشویش می کردند.
-------------------
افـتـتـاحـیـه
خانم ها و آقایان سلام!
تشریف آوری شما را در محفل امروزی خیر مقدم می گوییم. خوش وقتیم که امروز در اینجا با هم گرد آمده و روز جهانی زن را تجلیل می نماییم. امید واریم بتوانیم از این روز خجسته بصورت شایسته تجلیل به عمل آوریم.
هشت مارچ روز جهانی زن است و زنان نیمی از پیکر یک جامعه را تشکیل می دهند. جامعه فقط و فقط با حضور فعال زنان می تواند پیشرفت اساسی نماید. بدون حضور فعال زنان تغییر و تحول مثبت اساسی در جامعه ناممکن است. زنان و مردان آزاده همه ساله این روز را تجلیل می نمایند تا تعهد شان را در مبارزه بخاطر دستیابی به جامعه و جهان فارغ از ستم جنسی و تمامی اشکال دیگر ستم محکم تر و استوار تر سازند؛ و ما علیه شرایط موجود در اقغانستان و پایمالی حقوق زنان در کشور شانه به شانه هم و در جهت حمایت از مبارزات زنان تلاش می کنیم.
لاله ای این چمن آلوده رنگ است هنوز
سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز
های آسوده نشین لب ساحل بر خیز
که ترا کار به گرداب و نهنگ است هنوز
در آغاز محفل از دوشیزه " غ " خواهشمندم تا تاریخچه هشتم مارچ را برای شما عزیزان به خوانش بگیرد.
**********************************************************
تاریخچه هشت مارچ
توسط " غ "
************************************************************************
نقش ساختار اقتصادی – اجتماعی جامعه افغانستان در وضعیت زنان
توسط " ظ "
در گام نخست روز جهانی زن را به همه زنان تبریک عرض می کنم و امید وارم تجلیل از این روز نشان دهنده تعهد مان در مبارزه جهت بر آورده شدن و بدست آوردن حقوق انسانی مان باشد.
طوریکه می دانیم وضعیت اجتماعی زنان در هر جامعه نمودار وضعیت کلی اقتصادی – اجتماعی آن جامعه است. از اینرو پیش شرط پیشرفت و تعالی هر جامعه، تامین حقوق و آزادی زنان، از روابط خانوادگی گرفته تا تقسیم کار اجتماعی، در آن چامعه است. تا آنجا که تاریخ بیاد دارد زنان همواره علیه شرایط ناهنجار کار و زندگی خویش مبارزه کرده اند و تلاش کرده اند تا حقوق و ارزش های انسانی خویش را بدست بیاورند و درین راه موفقیت هایی نیز داشته اند. اما متاسفانه این مبارزات تا حال موفقیت های اساسی را بدنبال نداشته و به علل گوناگون، از محیط خانواده گرفته تا اجتماع، کماکان ستم بر زنان بیداد می نماید. با آن هم زنان بخاطر بدست آوردن حقوق و آزادی خویش همچگاه نا امید نشده اند و باور دارند که با فداکاری و ایثار می توانند به این هدف والا برسند.
دوستان عزیز! اگر بخواهیم به عنوان دسته فکری متعهد بخاطر آزادی و ارزش های انسانی مان مبارزه کنیم و مسئولیت تحقق این هدف را مشترکا تعهد کنیم باید بدانیم که منشا و علت اساسی خشونت علیه زنان چیست وچگونه می توانیم آگانه آن را نابود کنیم؟
بلی! زنان که نیم پیکر جامعه انسانی را تشکیل می دهند، در مسیر تاریخی جامعه، دستخوش تبعیضات وحشیانه قرار گرفته اند. ستم بر زنان ثمره ای از پیدایش طبقات و مالکیت خصوصی است. این ستم و خشونت بطور غیر انسانی در تمامی نظام های طبقاتی برده داری، فیودالی و سرمایه داری وجود داشته و دارد. در این گونه نظام ها زنان ملکیت مردان بوده و از حقوق اساسی خویش بی بهره اند. در اینجا بطور کوتاه وضعیت اقتصادی – اجتماعی زنان را در جامعه افغانستان بررسی می کنم.
طوریکه می دانیم جامعه افغانستان یک جامعه سنتی است و شرایط فرهنگی و اجتماعی آن وابسته به دیدگاه های سنتی مردم می باشد. بناء بحث های مربوط به زنان موضوع کاملا در گیر با فرهنگ جامعه است. یعنی شرایط فرهنگی جامعه همچون سایه شوم زندگی زنان را تحت شعاع قرار می دهد. از آنجاییکه جامعه افغانستان یک جامعه سنتی است، سنتی بودن آن شرایط ناگوار انسانی را برای زنان فراهم کرده است. رسم و رواج های غیر انسانی در لباس عنعنات قومی و ملیتی و سوء استفاده از باور های دینی مردم، وسیله پایمالی ارزش های انسانی زنان و سلب حقوق اساسی آنان و حتی حقوق ابتدایی شان همچون تعلیم و تربیه، انتخاب همسر و غیره گردیده است.
با آنکه تغییرات محدود در زندگی اقلیت زنان که خدمت گذاران اهداف غرب اند بوجود آمده است، اما این تغییرات بنیادی نبوده و عمدتا عوام فریبانه می باشد. متاسفانه مسئله حقوق زن در افغانستان وسیله ای جهت بر آورده شدن اهداف شوم دولت های غرب در افغانستان شمرده می شود و دولت خود ناقض حقوق زن می باشد. درینمورد به اعلامیه اخیر که از طرف علمای دینی دولت وابسته افغانستان به نشر رسیده است می توان اشاره کرد. بطور کلی وضعیت زنان در افغانستان درد آور و نگران کننده است. فقر و بیسوادی زندگی زنان را شدیدا تهدید می کند. در جامعه ما اکثریت قریب به اتفاق زنان فاقد استقلالیت اقتصادی اند و همین امر باعث می شود که ارزش های انسانی زنان زیر سوال برود. اساسا عدم استقلالیت زنان اقتصادی باعث گردیده است تا آنها تحت ستم نظام مرد سالار قرار بگیرند.
در شرایطی که کشورافغانستان تحت اشغال متجاوزین در آمده است و این کشور یک کشور مستعمره است نتنها وظیفه مردان بلکه وظیفه زنان نیز است که برای کسب آزادی کشور مبارزه نمایند.
**************************************************************************
ترانه سروده شده توسط دختران خورد سال
روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم
آسمان ها را بگو ما ستاره می شویم
بی کران ها را بگو ما شراره می شویم
روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم
بزم پیروزی منم؛ شعر آزادی منم
خشم زندگی منم؛ عشق و دوستی منم
روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی خوار و ابتر می کنیم
زنهای آزاده را قدرتمندش می کنیم
زنهای بیچاره را سر بلندش می کنیم
روز هشت مارچ را فرخنده تر می کنیم
دشمن آزادی را خوار و ابتر می کنیم.
**************************************************************************
هشت مارچ و مسئله ستم بر زن
توسط " ف "
تو ای صیاد یاد آور به دام افتاده قیدی را
بکش از محنت زندان اسیری خسته زاری را
در مقدمه باید گفت زن به عنوان یک انسان دارای حقوقی است که باید محترم شمرده شود. این حقوق وی عبارت اند از: حق استقلال آقتصادی، حق تعلیم، حق کار، حق تسلط بر سرنوشت، حق شرکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی و غیره. متاسفانه این حقوق بنا بر عدم آگاهی و سوء فکر در جامعه، نادیده گرفته شده و باعث سلب آزادیهای زنان در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و تحمیل ظلم و ستم بر آنان میگردد.
ستم بر زنان دقیقا از روز تولد دختر در خانه، که باید محلی مملو از مهربانی و اخلاص باشد، آغاز می گردد. در همان اولین لحظات تولد دختر، شنیدن صدای گریه و شناسایی جنسی اش، قبل از همه پدر و حتی مادر کودک عکس العمل منفی نشان می دهند. از همین لحظه ببعد ستم بر این دختر آغاز می گردد. او پائین تر ار پسران خانه دانسته می شود، به کار درون خانه می پردازد، به مکتب فرستاده نمی شود، در چارچوب خانه اسیر می گردد، حق تصمیم در باره مسایل و امورات خانه و زندگی فامیلی را ندارد، ازدواج اجباری بر وی تحمیل می گردد و حتی به عنوان خون بها معامله می گردد.
ستم بر زنان ابعاد مختلف دارد. زن در خانه پدر تحت نظر پدر و مادر و برادر و در خانه شوهر تحت نظر شوهر قرار می گیرد. در جامعه کنونی زنان مثل عصر برده داری در معرض خرید و فروش و چانه زنی قر ار می گیرند و حتی در میدان های قمار به دو گذاشته می شوند. زنان نظر به حرفه، شغل، شهرت و مقام پدر، برادر، فامیل، طایفه وغیره ارزشیابی می شوند. آنان حق انتخاب شوهر را به شکل آزادانه ندارند. حق انتخاب در این کشور عملا حق مردان است. مردان حق دارند در هر سن و سالی که بخواهند با زنان و دختران دارای سن و سال مختلف ازدواج کنند. زنان نه تنها نه در خانه پدر و مادر بلکه در خانه شوهر نیز مالک کدام ثروت و ملکیتی نیستند، در تمام امور زندگی خود محتاج مردان هستند و خودشان مستقلانه هیچ کاری را کرده نمی توانند. حتی در جوامع سرمایه داری پیشرفته نیز بالای زنان ظلم و ستم صورت می گیرد.
یکی از سوء تفاهمات در میان مردم این است که ستم بر زنان را جلوه مذهبی می دهند و تمام قوانین دولت را بر گرفته از دین می دانند. این سوء استفاده یکی از علل ظلم و ستم بر زنان را تشکیل می دهد.
برای از بین بردن ظلم و ستم بر زنان باید چند نکته را در نظر داشت.
1 - چون فقدان آگاهی از حقوق زن بین مردم و حتی خود زنان متداول است باید زمینه آگاه شدن را برای آنان فراهم کرد.
2 - ایجاد تغیرات بنیادی و ریشه یی در مناسبات حاکم اقتصادی - سیاسی
3 - از بین بردن طبقات در جامعه انسانی.
**************************************************************************
سلام دوباره
توسط " م "
نخست از همه هشتم مارچ روز جهانی زن را به تمام زنان جهان و به خصوص زنان افغانستان و به ویژه شما حضار گرامی تبریک و تهنیت عرض می داریم و سپس پارچه شعری را که در این مورد تهیه دیده ام، خدمت شما تقدیم می نمایم.
به آفتاب سلام دو باره خواهم داد
به آفتاب سلام دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکری های طویلم بودند
به رشد درد ناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان که مزرعه شبانه را برای من به هدیه می آورند
به مادرم که در آینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین، که شهوت تکرار من، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت – سلام دوباره خواهم کرد
می آیم، می آیم، می آیم
با گیسویم، ادامه بوهای زیر خاک
با چشمهایم، تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آنسوی دیوار می آیم، می آیم، می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پر عشق ایستاده؛ سلام دوباره خوا هیم کرد.
**************************************************************************
سنت های اجتماعی و خشونت علیه زنان
توسط " ر "
هشتم مارچ روزجهانی زن را به تمام زنان جهان و مخصوصا زنان ستمدیده افغانستان تبریک عرض می کنم.
خشونت علیه زنان در بسیاری از کشورهای در حال جنگ و در حال توسعه به گونه تکان دهنده بیداد می کند. زنان نیمی از نفوس جامعه بشریت را تشکیل می دهند که بگونه آشکار در سراسر جهان بطور گوناگون تحت ستم اند. در کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته به یک شکل و در غرب بشکل دیگر. غرب زنان را به مثابه کلای تجارتی استعمال می کند و از زنان در تبلیغات تجارتی و غیره استفاده می کند. در افغانستان که در رده فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد، تحت نظام طالبان، زنان در وضعیت بد ی قرار داشتند و اکنون نیز زنان تحت نظام ساخت امریکا در وضعیت بهتری قرار ندارند بلکه در بسا موارد وضعیت آنها بدتر شده است.
یکی از بهانه های اشغال افغانستان توسط امپریالیزم امریکا، تامین حقوق زن می باشد، در حالیکه صرفا یک تعداد زنان را در پوست های دولتی بصورت سمبولیک موقف داده اند، ولی در زندگی زنان بیچاره و زحمتکش که اکثریت بیشتر از 95 فیصد زنان افغانستان را تشکیل می دهند کدام تغییر جدی رونما نگشته است .
یکی از علت های دیگری که زنان افغانستان نمی توانند به حقوق شان نایل شوند، عدم آگاهی آنها از حقوق شان می باشد. زنان زحمتکش افغانستان در شرایط بد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی قرار دارند و حتی تا هنوز در بعضی از مناطق افغانستان در بدل مواشی خرید و فروش می شوند. تعداد خود سوزی های زنان روزبروز زیادتر می شود و تا هنوز ازدواج های اجباری در دهات و شهرهای افغانستان وسیعا رواج دارد. تمام این بی عدالتی ها در شرایطی صورت می گیرد که یک نظام دست نشانده خود را حامی و تامین کننده حقوق زن می خواند. وضعیت بد اجتماعی، زنان را بسوی خرید و فروش مواد مخدر، اعتیاد و فساد اخلاقی کشانده است که این حالت از سوی دسته های دولتی تقویت می شود.
بررسی هایی که در ولایات صورت گرفته است، وضعیت فلاکت بار زندگی زنان را بخوبی نشان می دهد. در هلمند بسیاری از زنان بخاطر تامین اقتصادی فامیل های شان در مزرعه های کوکنار مشغول کار می باشند و در اکثر موارد این زنان معتاد به مواد مخدر می شوند. در ولایت هرات هر سال آمار خودسوزی بیشتر می شود. در ولایات شمال تجاوزات جنسی از سوی قومندان های دولتی و زورمندان جهادی بالای زنان و دختران خورد سال صورت می گیرد. در اکثر ولایات از سوی وزارت امور زنان رژیم پروژه های رفاهی نام نهاد ایجاد شده است که امکانات آن را فقط رئیس و چند نفر کارمند ریاست های ولایتی امور زنان حیف و میل می کنند. در ولایت نورستان و مناطق پشه یی نشین چند ولایت زنان مجبور اند از صبح تا شام کار شاقه نمایند در حالیکه مردان این مناطق کار نمی کنند و به سرگرمی های احمقانه مشغول می باشند.
شواهد نشانده این است که زنان در اکثر موارد به ستوه آمده و ناچار به دوایر دولتی و کمسیون حقوق بشر مراجعه می کنند. اما آنها نه تنها از درد زنان ستم دیده نمی کاهند بلکه اعضای فامیل این زنان را با مشکلات گوناگون مواجه می سازند.
خشونت ها، بی عدالتی ها و ظلم و ستم بالای زنان زمانی می تواند نابود شود که زنان به آگاهی اجتماعی و سیاسی دست یابند و در یک تشکیلات منظم سرتاسری علیه این بی عدالتی ها به مبارزه بپردازند.
**************************************************************************
خیز از جای و طلب کن حق خویش
توسط " ا "
خیز از جای و طلب کن حق خویش
خواهر من ز چه رو خاموشی
خیز از جای و طلب کن حق خویش
از کسانی که ضعیفت خوانند
از کسانی که به صد حیله و فن
گوشه خانه ترا بنشانند
تا به کی در حرم شهوت مرد
مایه عشرت و لذت بودن
تا به کی همچو کنیز بد بخت
سر مغرور به پایش سودن
تا به کی در پی یک لقمه نان
صیغه حاجی صد ساله شدن
خیز از جای و بکن ریشه ظلم
راحتی بخش دل پر خون را
جهد کن، جهد که تغییر دهی
بهر آزادی خود قانون را
**************************************************************************
ترانه سروده شده توسط دختران خورد سال
اسیران نغمه خوان با خوش نوایی سرود و ساز شان بهر رهایی
ســرایـد در قـفـس بـلبـل کـه شـایـد صدایش تا به کوهساران براید
قفس تنگ است و بال و پر بسوزد روان وجان وتن یکسر بسوزد
الا یــاران قــفــس بــهــر دریــــدن بـود بـال و پـر از بـهـر پریـدن
چه خوش پـرواز و قـل و قال آزاد فـضای بـاز بـوسـتان بـال آزاد
**************************************************************************
مـقـالـه
توسط " ل "
**************************************************************************
صدای غرش و توفان
توسط " ن "
از راه دور می آید
صدای غرش و توفان
و می راند ز گرداب جهالت؛
به ساحل کشتی بی نا خدا را
ز راه دور می آید
صدای غرش و توفان
و می پاشد با هر قطره
در جویبار خشک و گرما سوخته گردون
نم نم و باران آزادی
و زنجیر ها همه در انتظار صاعقه
آن نیلگون ابری که رعد آسا
بانگ جرس در سینه دامان صحرا
می نوازد طبل آزادی
و توفان با هیاهویش
خس و خاشاک را از بین خواهد برد
از آنسو ها می آید صدای
قهر
عصیان
خشم و
نفرت
انز جار از ظلم
بهشت عنبرین جامه زر پوشان
و بند مانده از تاریخ بر دستان و پاهامان
همه نابود خواهد شد
و با شب آمده تاریکی و ظلمت
چو صبح آید یکسر محو خواهد شد
و چون افسانه ی بر صفحه گیتی
یکی افسانه خواهد ماند
**************************************************************************
قـطـعـنـامـه
؟؟؟؟؟؟؟
مروری بر"مصوبه شورای علمای افغانستان"
حمله امپریالستهای اشغالگر به رهبری امپریالستهای امریکا با موج وسیعی از تسلیم طلبی و بخصوص تسلیم طلبی و خیانت ملی احزاب جهادی زن ستیزهمراه بوده و روز به روز این تسلیم پذیری شدید وشدید تر شده میرود. این احزاب تسلیم طلب نه تنها بحثی بر سر خروج قوای اشغالگر از کشور ندارند، بلکه بطور مکرر روی ضرورت امضای پیمان استراتیژیک بین افغانستان و امریکا تاکید می نمایند و تلاش دارند تا هرچه زودتر این پیمان امضا گردد و آنها در مورد موجودیت دراز مدت پایگاه های نظامی امریکا در افغانستان اطمینان حاصل نمایند.
" شورای علمای افغانستان " نیز بخش عمده ای از این تسلیم طلبان میباشد و در خدمت اشغالگران قرار دارد. چندی قبل آتش زدن کتب دینی اسلامی توسط نیروهای اشغالگر امریکایی، که در پایگاه بگرام به عمل آمد، خشم تودها را برانگیخت و توده ها در نقاط مختلف کشور علیه نیروهای اشغالگر به تظاهرات پرداخته و خواهان خروج قوای اشغالگر از افغانستان شدند. اما این تظاهرات از طرف اشغالگران امریکایی و رژیم دست نشانده با گلوله پاسخ داده شد. این سرکوبگری بیشتر از 250 نفر کشته و زخمی به جا گذاشت. اما " شورای علما " از مردم خواستند که از صبر و حوصله کار بگیرند و از خشونت علیه اشغالگران بپرهیزند. آنها با تعبیر ها و تفسیرهای گوناگون بخوبی توانستند حرکت توده ها را طبق خواست و منافع امپریالیزم امریکا مهار نمایند.
" شورای علمای افغانستان " برای خاموش نمودن آتش خشم و نفرت مردم علیه اشغالگران امریکایی مصوبه ای را به تاریخ 13 حوت 1390 ارائه نمودند که مورد تائید حامد کرزی این شاه شجاع سوم قرار گرفت. هدف اصلی مصوبه مذکور این است که آتش خشم و نفرت مردم علیه اشغالگران امریکایی فروکش نماید و یا به سوی مسایل دیگری منحرف گردد. به همین منظور از زمان طرح این " مصوبه " تا کنون میزگرد ها و گفتمان های زیادی براه افتاده است که هدف همگی شان منحرف نمودن ذهنیت توده ها از مشکل عمده کشور و مردمان کشور یعنی حالت اشغال افغانستان است.
" شورای علمای افغانستان " تعدادی از عالم نمایان را در بر می گیرد که دین و دنیای شان را به باداران اشغالگر خارجی شان فروخته اند و هر زمانی که منافع این اشغالگران ایجاب نماید از معتقدات دینی به عنوان حربه علیه مردم استفاده می نماید.
در شرایط کنونی افغانستان قدرت سیاسی در اصل بدست کسانی است که این کشور را به مستعمره خود تبدیل نموده اند. فیصله های رژیم دست نشانده بطور کل، به شمول فیصله های " شورای علمای افغانستان " فقط همانقدر می تواند ارزش و اعتبار واقعی و عملی داشته باشد که به منافع اشغالگران خدمت نماید. چنانچه در این فیصله ها نکاتی موجود باشد که تا حدی منافع اشغالگران را صدمه بزند، این نکات کاملا نادیده گرفته می شود و هیچگونه ارزش عملی نمی تواند پیدا نماید.
" شورای علما " در مصوبه خویش چنین مرقوم فرموده اند:
« جنایات نابخشودنی و عمل وحشیانه ضدانسانی ( توهین به قرآن عظیم الشان ) ... را شدیدا تقبیح می نماید...عاملین جنایت مذکورهرچه زود تر بطور علنی محاکمه و مجازات گردند و نیز امریکا و ناتو تضمین دهند تا در آینده کسی جرات توهین به مقدسات مسلمین را کرده نتواند...»
نخست اینکه پاسخ گوئی حقیقی به " جنایات نابخشودنی و اعمال وحشیانه و ضد انسانی" اشغالگران فقط مقاومت وسیع و سرتاسری توده ها علیه قوای اشغالگر در افغانستان است نه چیز دیگری، منجمله تقبیح خشک و خالی. اینکه " شورای علمای افغانستان " یک جنایت اشغالگران را تقبیح نماید، هیچ مشکلی از کشور را حل و فصل کرده نمی تواند؛ زیرا منافع این شـورا و منافع اشـغالگران با هم گرده خورده اسـت. به همین جهت شـورای متذکره هیچ علاقه ای به خروج نیروهای اشغالگر نداشته و ندارد.
دوم اینکه " شورای علمای افغانستان" دقیقا میداند که در پیمان استراتیژیک نظامیان امریکایی در افغانستان از مصئونیت برخوردار خواهند بود، یعنی هر جرم و جنایتی که مرتکب شوند هیچ کس حق محاکمه شانرا در داخل افغانستان نخواهد داشت، بلکه طبق قوانین امریکا و در داخل کشور امریکا محاکمه خواهند شد. از نظر دولت امریکا و قوانین اش سوختاندن کتب دینی حتی انجیل جرم به شمارنمیرود. لذا خواست محاکمه مجرمین کتاب سوزی بانگ بی محلی است که " شورای علما " سر داده است. مجرمین این قضیه نه در افغانستان محاکمه می شوند و نه هم در امریکا.
این عمل عساکر امریکایی نه اولین بار است که از طرف آنها سر زده و نه هم آخرین بار شان خواهد بود. این عمل تا حال چندین بار در سطح جهان حتی در داخل امریکا و زندان گوانتانامو از آنها سر زده و بار ها تکرار خواهد شد. خواست ضمانت از امریکایی ها هم حماقت محض است.
در اینجا ضروراست که از " شورای علمای افغانستان " پرسیده شود که آیا شب هنگام داخل شدن به خانه های مردم و تجاوز به زنان و بازرسی زنان توسط سربازان امریکایی، بمباران وحشیانه و قتل عام مردم بیگناه را نمی توان جنایات قابل نکوهش و قابل محاکمه دانست؟
" شورای علمای افغانستان " در مورد زنان نیز موضعگیری نموده است. البته این موضعگیری بخاطر پیشبرد پروسه صلح با طالبان است نه چیز دیگری.
در " مصوبه شورای علمای افغانستان " گفته شده که:
« اسلام به زنان حق مالکیت، تصرف و دادوستد را داده است.»
اما این مصوبه در ادامه مینویسد که:
« دوری جستن از اختلاط با مردان بیگانه در عرصه های مختلف اجتماعی، مانند تعلیم، تحصیل، بازار، دفاتر و سائر شئون زندگی.»
در صورتیکه حق مالکیت، تصرف و دادوستد به زنان داده شده باشد، زنان به هیچ عنوان نمی توانند که از اختلاط با مردان دوری جویند و در بازار نروند و با مردان وارد معامله نشوند. در صورتیکه زنان از اختلاط با مردان منع گردیده اند پس حق مالکیت، تصرف و دادوستد را ندارند. " شورای علمای افغانستان " در اینجا دچار تناقض گوئی شده است. از این دو موضوع فقط یکی می تواند صحیح باشد.
موضوع دیگر قابل مکث در مصوبه مطلب ذیل است:
« اذیت، آزار رسانی، ضرب و شتم زنان بدون معاذیر شرعی به حکم صریح قرآن عظیم الشان ممنوع است و هر نوع تجاوز ناحق که از جانب اشخاص بالای زنان صورت میگیرد، شورای سرتاسری علمای افغانستان از ارگان های عدلی و قضائی کشور تقاضا به عمل می آورد تا مرتکبین همچو اعمال ناجایز را مطا بق حکم شریعت غرای محمدی(ص) و قوانین نافذه کشور مجازات نمایند.»
گرچه " شورای علمای افغانستان " تلاش دارد تا خود را طرفدار حقوق زنان و مدافع آنها قلمداد نماید اما در هر گامی که بر میدارد رگه های زن ستیزانه اش بخوبی نمایان میشود. هر مردیکه تا کنون زن را مورد آزار و اذیت قرار داده برایش " معاذیرشرعی " ساخته است. همین "معاذیر شرعی " سبب برائت گرفتن مردانیکه به آزار و اذیت و حتی قتل زنان پرداخته اند از محاکم عدلی و قضائی گردیده است. تا حالا " شورای علما " چند نفر زن ستیز و متجاوز به زنان را محاکمه نموده است؟ وقتیکه یک مرد در برابر یک زن مرتکب جنایت می شود و موضوع به محاکم عدلی و قضائی میرسد فورا برایش " معاذیر شرعی " ساخته و برائتش می دهند.
از نظر " شورای علمای افغانستان " تجاوز به زنان به دو بخش تقسیم می شود: تجاوز برحق و تجاوز ناحق؟!! از
این دیدگاه متجاوزینی که تا کنون از محاکم برائت گرفته اند برحق بوده اند!! بهتر بود که " شورای علمای افغانستان " تجاوزات بر حق را توضیح می داد تا ما هم می فهمیدیم که تجاوزات برحق چیست؟
از نظر ما هر گونه تجاوز بالای زنان جنایت است و مرتکبین آن باید به سزای اعمال شان برسند. تجاوز بالای زنان را نمی توان به حق و ناحق تقسیم کرد. تجاوز، تجاوزاست و جنایت شمرده می شود.
همانطوریکه قبلا بیان نمودیم، " مصوبه شورای علما " هیچ ارزشی ندارد بلکه هدف اصلی اش منحرف کردن احساسات ضد امریکایی توده های مردم است تا آنها جنایات این اشغالگران را فراموش کرده و ذهنیت های شان به سوی مسایل دیگری منحرف گردد
کشتار وحشیانه هموطنان خود در قندهار را
به شدت تقبیح میکنیم!
وطندار دلیر من !
بنازم چشم مستت را
وطن در انتظار بازوی کشور گشای توست!
به خاک افگن ، به خون تر کن ، به بادش ده ، در آتش سوز
ازین بدتر چه میباشد که دشمن در سرای توست!
هموطنان غیور!
بار دیگر نیروهای اشغالگر یانکی دست به جنایت دیگری زده اند. شب یکشنبه مورخ 21 حوت 1390 ، یک دسته از نظامیان اشغالگر امریکائی در قندهار به یکی از قریه های ولسوالی پنجوایی رفته و به سمت غیر نظامیان آتش گشوده اند که در اثر آن 17 تن از هموطنان ما به کام مرگ فرو رفته و تعدادی هم زخمی شده اند. طبق گزارشات شواهد عینی 9 کودک خردسال از جمله کشته شدگان هستند و 12 جنازه نیز توسط سربازان مهاجم و جنایتکار به آتش کشیده شده اند.
این اولین بار نیست که منسوبین اردوی متجاوز و اشغالگر یانکی دست به چنین جنایاتی میزنند. بی حرمتی های نیروهای اشغالگر امپریالیستی، حدود یازده سال است که بر سر مردمان ستمدیده این دیار جاریست. بدرفتاری نیروهای اشغالگر با غیر نظامیان از جمله عکاسی با اجساد عریان تلف شدگان، آزار زندانیان سیاسی در محبس های تحت کنترول اشغالگران، تحمیل ستم مذهبی بر توده ها ، کشتار بیرحمانه غیر نظامیان در نقاط مختلف کشور، استفاده از بمب های فاسفورس سفید برسر و روی زحمتکشان و ستمدیدگان ولسوالی بالابلوک فراه، بمباران مجالس عروسی در ارزگان و ولایات شرقی کشور، حادثات دلخراش ترافیکی از جمله حادثه ترافیکی هشتم جوزای 1384 و تلفات جانی ومالی مردمان این خطه، تولد نوزادان ناقص الخلقه در اثر استفاده از بمب های اورانیوم ضعیف شده توسط اشغالگران و ده ها و صدها جنایت نابخشودنی دیگر علیه توده های زحمتکش این دیار و در یک کلام تحمیل ستم همه جانبه بر آنها، همه و همه نتیجه اشغالگری و سبعیت و ددمنشی آنها به شمار میرود. چگونه میتوان این جنایات را به فراموشی سپرد؟ چگونه میتوان در مقابل این همه جنایت، بربریت و ددمنشی امپریالیستهای اشغالگر بی تفاوت بود و کاری نکرد؟ در افغانستان کنونی که یک کشور مستعمره – نیمه فئودال است، با توجه به سانسور خبری شدیدی که از طرف اربابان اشغالگر رژیم پوشالی اعمال میشود، آثار و پیامدهای استفاده از گلوله های حاوی اورانیوم و سایر مهمات جنگی شان به مرور مشخص میشود.
اشغالگران امریکائی در جنگهای عراق و افغانستان بارها اقدام به آزمایش سلاح های جدیدشان نیز کرده اند. در واقع امریکا از مردم کشورهائی مانند عراق و افغانستان برای آزمایش ادوات و تجهیزات نظامی جدید خود استفاده میکنند که این خود، جنایت ضد بشری شان را به نمایش میگذارد. این در حالی است که اشغالگران امپریالیست با ادعای "آزادی" و ایجاد " رفاه" برای مردم افغانستان به این کشور لشکرکشی نموده اند، اما برعکس آنها برای رسیدن به منافع خود جنایات بیشماری را بر ضد مردمان زحمتکش این دیار مرتکب شده اند که ابعاد آن به مرور افشاء میگردد.
جنگ تجاوزکارانه اشغالگران در طول این مدت، هزاران هموطن ما را معیوب، مجروح و بی خانمان نموده، هزاران روستا را تخریب کرده و هزاران مواشی را تلف ساخته است. توده های ستمدیده افغانستانی در اثر این حملات وحشیانه و دهشت انگیز، چندین برابر بیشتر از قربانیان واقعه 11 سپتامبر 2001 جان باخته اند، خون ریخته اند، به خاک افتاده اند، اشک ریخته اند، غم دیده اند و ماتم گرفته اند. ولی با درد و اندوه فراوان باید گفت که پایان این تراژیدی خونین نه تنها معلوم نیست، بلکه رفته رفته عمق و گسترش بیشتری حاصل می نماید.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " کشتار بیرحمانه هموطنان ما در ولایت قندهار را شدیدا تقبیح می نماید و قویا باورمند است که راه نجات کشور و مردمان کشور منجلمه جوانان، راه اخراج قهری قوت های اشغالگر امپریالیستی از کشور و سرنگونی جبری دست نشاندگان شان، از طریق برپائی و پیشبرد مقاومت ملی مردمی و انقلابی سرتاسری و همه جانبه است. تنها پیشبرد مقاومت طولانی در همین راه مبارزاتی میتواند به حالت مستعمراتی افغانستان خاتمه دهد
"جنبش انقلابی جوانان افغانستان" تمام جوانان افغانستانی را به خروج شجاعانه و رزمجویانه از زیر درفش اردو و پولیس پوشالی و همچنان ترک بی تفاوتی ها و فرارطلبی ها از مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان فرا می خواند. فقط با تامین استقلال و آزادی کشور و مردمان کشور و پیشروی مداوم در مسیر انقلاب مردمی، فردای مان شگوفان، پربار و بری از سلطه امپریالیست ها و مرتجعین و سرشار از آزادی و بهروزی خواهد بود .
به پِیش بسوِی برپائِی جنبش وسِیع انقلابِی جوانان به مثابه بخش مهمی از مقاومت ملِی مردمِی و انقلابِی علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده شان !
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
22 حوت 1390 ( 12 مارچ 2012)
سرزمین خسته من
سرزمین آرزوها
چشمهایت را روی هم بگذار
بخواب ...
بخواب تا شاید لحظه ای چند
درآنسوی پرده ها رویا را لمس کنی
گوشهایت را با دستانت محکم بفشار
تا صدای بمب افگن های سیاه
قلب زیبایت را نلرزاند
آشفتگی ات را پنهان کن
نسل غم را به باد فراموشی بسپار
سرزمین خسته من
دیروز مادرم سخت پریشان بود
امروزمن
وفردا طفلی که دربطن من وتو پرورش می یابد
چه باید کرد؟؟؟
آیا می توان درسوگ مرگ خورشید شهرنشست؟
آیا میتوان تکه های شکسته قاب عکس مهتاب را نظاره کرد؟
آیا میتوان دستان بریده احساس مانرا دردست نگیریم؟
نه نمیتوان...
نمی توان ازپشت شیشه
صدای نوحه پرندگان را شنید
دیگرنمی توان پروبال شکسته کودکان را دید وساکت نشست
سرزمین من ...
امروزمی خواهم
آستین هایم را بالا بزنم
وتمام تندیس های نفرین شده را
ازسرراهت بردارم
سرزمین خوب من
من با توهستم
تمام این کبوتران عاشق با تواند
توتنها نیستی
من تنها نیستم کبوترانی هستند که در راه آزادی پروبال می گشایند
کبوترانی ازجنس من " زن"
کبوترانی ازجنس مخالف من " مرد"
ما تو را می سازیم
آزادت می کنیم
آبادت می نمائیم
تنها ازتو می خواهیم
تا آغوش گرم وقلب مقدست
حامی مان باشد ...
ای ستمگر بند و زولانه بس است ماتم این مام ویرانه بس است
دزدی وغارت،چپاول بعد ازین ازدرو دیوار این خانه بس است
ظلم بی حد بیش ازین ای بی خبر برمن واین طفل یکدانه بس است
نونهالان برده دستان تو آه شب های غریبانه بس است
مادرم گریان وطفلش بی پناه ناله مرغان بی لانه بس است
تا یکی همسنگر آن اجنبی پیروی ازامربیگانه بس است
نو عروسان بیوه وطفلان یتیم کشتن شمع شب خانه بس است
سرنگون بادا مقام وتخت تو پادشاهی پلیدانه بس است
بعد ازاین اینست شعارما همه جنگ وظلم وحکم بیگانه بس است
" فریبا فروغ"
هشتم مارچ، روز جهانی زن، مبارکباد!
با هر دلی که شاد شود، شاد میشوم
آباد ، هرکه گشت من آباد میشوم
در بند ، هرکه رفت شریک غمش منم
آزاد هر که گشت من آزاد میشوم
بار دیگر روز جهانی زن فرا رسیده و من هم به نوبه خود این روز خجسته را به تمامی زنان جهان و بخصوص زنان ستمدیده این دیار تبریک و تهنیت عرض میکنم. این روز ، یک روز تاریخی و روز همبستگی زنان سراسر جهان است که در پیکارهای بی امان بخاطر رهائی از قیود ارتجاعی و زن ستیز نظام های ناعادلانه اجتماعی در اکثریت کشورهای جهان، چنین روزی را بنیان نهادند. درین مدت که بیش از یک قرن میگذرد زنان توانسته اند وضعیت اجتماعی – سیاسی خویش را تغییر داده و تا حدودی هویت انسانی و اجتماعی خویش را به کرسی نشانند. امروزه در اکثریت کشورهای جهان از روز جهانی زن به شکلی از اشکال تجلیل به عمل می آید و ما هم به نوبه خود این روز بزرگ تاریخی را جشن گرفته و وظیفه خود میدانیم تا به گسترش هرچه بیشتر صفوف زنان مبارز و انقلابی دامن زنیم و آنها را حول یک محور انقلابی و مبارزاتی آزادیخواهانه جمع نماییم تا علیه هرگونه تبعیض و جنگ های ناعادلانه و غارتگرانه کشورهای امپریالیستی صف کشیده و برای آزادی و استقلال میهنی خویش در پیوند تنگاتنگ مبارزه علیه نظام حاکم مردسالار کنونی حرکت کنیم.
همانطوریکه همه میدانیم از اشغال افغانستان مدت یک دهه میگذرد و درین مدت دخالتگریهای مستقیم و غاصبانه کشورهای غربی و در راس آن دولت جنایتکار امریکا با کشتار بیرحمانه مردم بی دفاع این سرزمین و با شعار دروغین آوردن آزادی زنان و حقوق بشر ، در طی این مدت موقعیت ما زنان را روز به روز بدتر و وخیم تر ساخته است. ما زنان در معرض مظالم اجتماعی بیشماری قرار داریم و اگر به خود نیاییم و به فکر انسجام هرچه بیشتر خودمان نباشیم، نباید توقع آنرا داشته باشیم که حقوق حقه ما را که همانا آزادی و استقلال میهنی در قدم اول و رهائی از زیر یوغ نظام مردسالار و شوونیزم غلیظ مردسالارانه در قدم دوم است به ما هدیه داده میشود. خیر ! ما باید حق خود را بازپس بگیریم ، حقی که در قرن ها نادیده گرفته شده است، زیرا نظام حاکم بر جهان یک نظام ستمگر است، نه تنها بر طبقات تحت ستم و ملل تحت ستم ، ستمگری روا میدارد بلکه بر جنس تحت ستم یعنی زن نیز ستمگری روا داشته و میدارد. گردانندگان یغماگر این نظام، سردمداران تمامی ستمگران بزرگ و کوچک در تمامی اطراف و اکناف عالم به شمار می روند. از همین رو است که جنبش مبارزاتی زنان گستردگی جهانی دارد و در همه جای جهان و منجمله در درون دژهای امپریالیستی جریان دارد. ما باید در راه تقویت همبستگی جنبش مبارزاتی زنان مبارزه نماییم و درین راستا، انتقال و معرفی تجارب مبارزاتی پیشرفتۀ جنبش زنان سایر کشورها را برای جنبش مبارزاتی زنان افغانستان، یک وظیفه و مسئولیت تخطی ناپذیر خود بدانیم.
ما زنان تمامی خشم خود را به انرژی پتانسیلی برای زیر و رو کردن نظام موجود بدل خواهیم کرد تا جهانی بدون خشونت ، استثمار ، ستم و ظلم و بیرحمی ، جهانی عاری از هر گونه ستمگری ها ، غارتگری ها و چپاولگری ها بر منافع اکثریت مردم جهان بسازیم و این کار مستلزم مبارزات پیگیر و مداوم ما زنان است که دست در دست هم دهیم و برای گسترش هرچه بیشتر و بهتر جنبش رهائی بخش زنان چه در داخل افغانستان و چه در خارج از کشور بصورت متحد و یکپارچه حرکت کنیم زیرا همه در یک قسمت وجه مشترک داریم و آن جامعه مردسالار و ستمگری شوونیستی بر زنان !
این است راهی که باید برگزید و غیر از مبارزه چاره ای برای درهم کوبیدن نظام ناعادلانه انسانی نخواهیم داشت.
به پیش در راه هرچه بیشتر و بهتر چنین مبارزه و مقاومتی !
زنده باد هشتم مارچ !
زنده باد اتحاد و همبستگی زنان سراسر جهان !
نظرات ()