گزارشی از
محفل تجلیلیه 28 اسد 1390
امسال بیست و هشتم اسد،سالروز استرداد استقلال افغانستان از دست استعمارگران پیر انگلیسی ،از طرف " دسته هشت مارچ زنان افغانستان" در ولایت ...... تدویر گردید.
درین مراسم که حدود دو صد تن از زنان و مردان در آن اشتراک نمودند ، یکبار دیگر اشغالگری و خیانت ملی را تقبییح نموده و تجدید عهد و پیمان خویش را بخاطر گسترش روز افزون سطح مقاومت ملی ،مردمی وانقلابی ، علیه اشغالگران امپریالیستی کنونی و دولت پوشالی ، اعلام داشتند.
این موضعگیری ها، بصورت های مقاله خوانی ، اجراء سروده های میهنی و سخنرانی ها به سمع شنوندگان رسید و در پایان محفل قطعنامه ای از طرف " دسته هشت مارچ زنان افغانستان"نیز به خوانش گرفته شد.
محفل تجلیلیه 28 اسد 1390 در فضای سرشار از روحیه استقلال طلبی و آزادیخواهی و مبارزه بی امان علیه امپریالیزم وارتجاع پایان یافت.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان"
28 اسد 1390
××××××××××
اینک اسناد خوانده شده در محفل تجلیلیه 28 اسد 1390 ،قرار شرح ذیل خدمت اعضاء و هواداران و دوستان همرزم مان تقدیم میگردد.
مقالات قرار ذیل است :
شماره ویژه تا روزهای آینده بعد از صفحه ارائی اپلود خواهد شد. میتوانید جزوه قابل چاپ انرا روزهای اتی از این وبلاگ و همچنان از سایت "جنبش انقلابی جوانان افغانستان "دریافت بدارید.
لطفا با نظرات ، پیشنهادات و انتقادات ارزنده تان ما را مدد رسانید.
---------------------------------------
قعطنامه
محفل تجلیلیه 28 اسد 1390
"بیست هشت اسد" امسال در شرایط فرا می رسید که افغانستان یک دهه تحت اشغال نیروهای متجاوز امریکایی، انگلیسی و متحدینشان قرار دارد. در این مدت چه جنایتهای که بر مردم ستم دیده ما تحمیل نگردیده است. اشغالگری و تجاوز به جای همکاری و مساعدت، کشتار و ویرانی مملکت به جای بازساری، انقیاد و اسارت ملی به جای دموکراسی به خورد مردم ما داده شده است. افشای این جنایت و مظالمی که بر مردمان ما صورت گرفته و می گیرد، یکی از مهمترین وظایف کلیه عناصر و تشکیلات ملی و مردمی کشور ما می باشد.
با درک این وظایف و مسئولیت خطیر میهنی و انسانی است که “دسته هشت مارچ زنان افغانستان" بیست هشت اسد امسال را به پاس جان فشانی ها و مبارزات برحق شهدا و قربانیان آزادی و استقلال کشور تدارک دیده است، اشغلگری و خیانت ملی را تقبیح و محکوم می نمایند. "دسته هشت مارچ زنان افغانستان" که شامل جمع از دختران و زنان وطن پرست و مبارزان راه آزادی و رهایی هستند، معتقداند که بدون مبازره علیه امپرییالیسم و ارتجاع نمی توان به رهایی واقعی کشور دست یافت.
"دسته هشت مارچ زنان افغانستان" برای بیرون رفت از معضل کنونی کشور طرح پشنهادی ذیل را ارایه می کنند:
1- آزادی مملکت و میهن ما، بدون کسب استقلال واقعی آن ناممکن است.
2- استقلال واقعی فقط در اثر اخراج بدون قید و شرط نیروهای خارجی ممکن می گردد.
3- مبازره علیه تروریزم، آزادی زنان همه بهانه و روپوشی برای تجاوز به کشور است. به این اساس دست متجاوزین و مداخله گران تحت هر نام و بهانه ی از افغانستان کوتاه گردد.
4- رژیمی که به حمایت نیروهای خارجی و اشغالگر به وجود آمده باشد، فقط یک رژیمی مزدور و مدافع نیروهای خارجی می تواند باشد.
5- پارلمان رژیم نیز مانند سایر دستگاهای رژیم یک پارلمان پوشالی است و اعضای آن نیز نمی تواند، نمایندگان مردم افغانستان بوده و از آنها نمایندگی کنند.
6- کلیه زحمکشان کشور بخصوص کارگران و دهقانان در وضعیت بسیار وخیم قرار دارند، به وضعیت فلاکت بار ایشان باید پایان داده شود.
7- ما خواهان تساوی کامل میان مردان و زنان در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کشور بوده و خواهان لغو ازدواج اجباری می باشیم.
8- ما خواهان برقراری و تساوی میان ملیتهای مختلف کشور و لغو هرگونه امتیاز و برتری طلبی ملیتی هستیم.
9- مسئله کوچی ها به عنوان یک مسئله تفرقه افگنانه میان سایر ملیتهای تحت ستم کشور و ملیت حاکم پشتون می باشد، این مسئلۀ تفریقه افگنانه از میان برداشته شود.
10- آزادی عقیده و بیان حقوق انسانی هر فرد هست، ایجاد و محدودیت و سرکوب آن تحت هر بهانه ای مجاز نیست و یک حرکت ضد انسانی شمرده می شود.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان"
28 اسد 1390
دوستان و رفقای عزیز!
"انجمن هشت مارچ زنان افغانستان" در 9 مارچ 2011 میلادی ، روز جهانی زن را با شکوه برگزار نمودند
اینک اسناد قرائت شده این محفل قرار شرح ذیل خدمت اعضاء، هواداران و دوستان همرزم مان تقدیم میگردد.
مقالات قرار ذیل است:
2- افتتاحیه محفل 8 مارچ 2011 ( نرگس)
4- هشتم مارچ را در هر روز سال زنده کنید! ( بهرامی)
5- روز هشتم مارچ را گرامی میداریم ( ف)
7- روز هشتم مارچ بر همه زنان زحمتکش مبارکباد ( س)
8- ستم جنسی معلول ستم طبقاتی است ( ی)
9- زنان خود حامل ستم بر زنان میباشند (ن)
10- ترانه 8 مارچ ( گروه سرود دختران)
11- روز هشتم مارچ را هر چه شگوفاتر تجلیل نمایید (آ)
12- ریشه اصلی ستم بر زن چیست؟ ( آزاده افغان)
13- پارچه شعری به مقام والای زن ( فری جان)
14- سناریوی تیاتر 8 مارچ (گروه تیاتر)
15- روز جهانی زن گرامی باد ( ف. ا )
19- شعر سبز است دوباره ( علی زاده)
20- منشاء و علل خودسوزی در کجاست؟ (ث)
21- ترانه " با غیر نمی جوشم" ( گروه سرود پسران)
22- قطعنامه محفل تجلیلیه روز جهانی زن ( انانسر)
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان" فرا رسیدن اول می ، روز جهانی کارگر را به تمامی کارگران جهان و بخصوص کارگران و زحمتکشان افغانستان تبریک عرض مینماید.
روز اول می، روزی نیست که امپریالیستها و یا نیروهای ارتجاعی به کارگران اهداء کرده باشند، بلکه این روز مانند روز جهانی زن ، با خون هزاران کارگر انقلابی ثبت تاریخ گردیده است. ما به چنین کارگرانی درود میفرستیم و اعلام میداریم که تا پای جان از مبارزات برحق شان دفاع می نماییم. نه تنها دفاع می نماییم ، بلکه خود را ملزم به آن میدانیم که دوشادوش کارگران مبارز و تمامی نیروهای انقلابی ، ملی و دموکرات، بخاطر پایان دادن به همه اشکال ستم ، به مبارزه ادامه دهیم، زیرا بدون اتحاد و همبستگی تمامی نیروهای انقلابی ، ملی و دموکرات ، غلبه بر اشغالگران ، نیروهای مرتجع و عقب گرا و پایان دادن به انواع و اشکال ستم غیر ممکن است. ما این ضرورت مبارزاتی را به خوبی درک می نماییم و از تمامی نیروهای انقلابی ، ملی ودموکرات میخواهیم که چشم هم چشمی ، غرور بی جا و کیش شخصیت طلبی را کنار گذاشته و بصورت درست و اصولی و به شکل داوطلبانه پروسه وحدت طلبانه را آغاز نمایند و صادقانه به پای آن بروند. در غیر این صورت این شب های ظلمانی پایانی نخواهد داشت و کسانیکه در راه وحدت نیروهای انقلابی کارشکنی نمایند عمر نیروهای ارتجاعی و عقب گرا را طولانی تر می نمایند. درین صورت تاریخ به چنین کسانی نفرین می فرستد.
تمامی نیروهای انقلابی و آزادیخواه، باید این ضرورت را درک نموده و صادقانه در جهت همبستگی و اتحاد انقلابیون جد و جهد نمایند. سه دهه گذشته اینرا به خوبی اثبات نموده که بیشترین تلفات و ضربات را نیروهای انقلابی دیده اند. متاسفانه بجای اینکه با تجربه اندوزی از گذشته بیشتر متحد شوند، بیش از همه پارچه، پارچه اند. در شرایط کنونی ضرورت مبارزاتی، وحدت و یکپارچگی نیروهای انقلابی را میخواهد.
مدت ده سالی که از عمر رژیم دست نشانده میگذرد ، علاوه بر خانه خرابی بیش از حد کارگران، وضعیت زنان افغانستان نیز به وخامت گرائیده است. تحقیر ، توهین و حتی تنبیه فزیکی زنان به یک روال عادی تبدیل گردیده و روزی نیست که چندین زن و دختر جوان مورد تجاوز قلدرمنشان جمهوری اسلامی افغانستان قرار نگیرند. علاوه بر قطع انگشتان ، دست و پای و بریدن گوش و بینی ، سر بریدن زنان به یک عرف و عادت تبدیل گردیده است. این عملکرد خائنانه علیه توده های زحمتکش و بخصوص زنان افغانستان چهره کثیف و پلید اشغالگران و رژیم دست نشانده شانرا به خوبی به نمایش گذاشته است.
زنان باید بخاطر گرفتن حق خویش و پایان دادن به تمامی انواع ستم به پا خیزند و دوشادوش مردان انقلابی علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده تا سرنگونی کامل این سیستم منحوس به مبارزه جدی و بی امان بپردازند.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی علیه اشغالگران و خائینین ملی دست نشانده
گزارشی از
تجلیل مراسم هشتم مارچ 2011 در شهر هرات
امسال صدمین سالگرد روز جهانی زن توسط یک تعداد از دختران و پسران جوان تحت نام " انجمن هشت مارچ زنان افغانستان" در شهر هرات تجلیل گردید. بیشتر از سیصد نفر درین محفل تجلیلیه شرکت کرده بودند. محفل از ساعت 1:30 بعد از ظهر امروز چهارشنبه 18 حوت 1389 مطابق با 9 مارچ 2011 آغاز و تا ساعت 4:50 عصر ادامه یافت.
درین محفل دختران جوان به خواندن مقالات ، اشعار ، ترانه 8 مارچ ، پرداختند و پسران با اجراء یک پارچه سرود میهنی و یک تن از مردان نیز به ایراد سخن پرداخت. پارچه تیاتر هنری توسط دختران و پسران جوان نیز اجراء گردید و در ختم محفل توزیع قطعنامه 10 ماده ای نیز برعلاوه آنکه به خوانش گرفته شد، به تعداد بیشتر از سیصد دانه در میان اشتراک کنندگان نیز توزیع گردید. رسانه های خبری از قبیل سایت خبرگذاری آسوشیتت پرس ، تلویزیون بی بی سی ، و پنج تا از رادیوهای ولایتی هرات درین محفل اشتراک نمودند و برعلاوه تهیه گزارشات ، تصاویری از اجراء تیاتر و ترانه های میهنی گرفتند.
دختران و پسران شرکت کننده در محفل که دارای روحیه و احساسات استقلال طلبانه و ملی بودند، در مقالات شان پرده از روی جنایات نیروهای اشغالگر امپریالیستی برداشتند و بیان نمودند که نیروهای که تحت نام " مبارزه علیه تروریزم" و " آزادی زنان " کشور ما را مورد تهاجم و لشکرکشی قرارداده اند ، در حقیقت کشور ما را اشغال نموده و آزادی مردمان آنرا سلب ساخته و استقلال سیاسی آنرا به یغما برده اند.
شرکت کنندگان محفل نه تنها روحیه ضد اشغالگری و ضد استعماری داشتند ، بلکه سیاست و عملکرد ارتجاعی طالبان در حال جنگ با دولت جمهوری اسلامی افغانستان را به ضرر روحیه مقاومت شمردند. خواست های اساسی این محفل ، عبارت بودند از:
مبارزه علیه ستم جنسی، بمثابه بخش ضروری و غیر قابل انصراف از کلیت مبارزات علیه اشکال گوناگون ستم واستثمار، پیشبرد مبارزات علیه ستم جنسی در پیوند و ارتباط عمیق با مبارزه در راه استقلال و آزادی ملی کشور ، ادامه دادن راه جانبازانه " ملالی" ها و " ناهید " ها، مبارزه زنان علیه ستم جنسی به مثابه بخشی از مبارزه علیه کل نظام ارتجاعی حاکم بر جامعه، مبارزه علیه ستم جنسی بدون مبارزه علیه نظام حاکم مردسالار یک حرکت و تلاش ناکام خوانده شد و خروج بدون قید وشرط نیروهای خارجی از افغانستان، محکوم نمودن ایجاد پایگاه های نظامی دایمی امریکایی ها در افغانستان ، خواست آزادی بدون قید و شرط زنان قربانی شده ستم جنسی و خشونت خانوادگی از زندانهای مخوف دولت جمهوری اسلامی افغانستان، خواست تساوی کامل حقوق میان مردان وزنان در تمام عرصه های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی در کشور، خواست لغو ازدواج های اجباری ، برقراری تساوی میان ملیت های مختلف کشور و لغو هر گونه امتیاز و برتری طلبی ملی و ازادی عقیده و بیان برای تمام اقشار جامعه ،همراهی و همگامی با امواج توفانزای کنونی موجود در منطقه و به استقبال رفتن امواج نوین و خیزش های دیگر، از اعم موضوعات مطروحه و خواست های اساسی این محفل بوده است.
" انجمن هشت مارچ زنان افغانستان"
18 حوت 1389
9 مارچ 2011
بمناسبت صدمین سالگرد روز جهانی زن
هر روز سال را هشت مارچ بساز!
بپا خیز دختر افغان که تو امید فردائی
بیا در بستر جبهه که تو طوفان دریائی
بکوب آن لانه دشمن ، کجا تا کی میماند؟
نترس از، این کثافت ها ، اگر فرزند افغانی!
شیرزنان غیور و دختران دلیر وطن!
بار دیگر درفش خون چکان و پیروزمند هشتم مارچ به اهتزاز درآمد. بار دیگر ندای تعهد راسخ و عزم متین بخاطر پیشبرد هرچه مستمر و پیگیر راه درخشان آزادی زنان از اسارت و بندگی ، در سطح جهان طنین انداز گردید.
امروز در سراسر جهان ، زنان ، خصوصا زنان انقلابی که نمیتوانند درد و رنج و مصیبت زنان ستمدیده جهان را تحمل کنند ، صدمین سالگرد روز جهانی شانرا جشن میگیرند و با تعهد و عزم متین برای برپائی جنبش عظیمی از زنان تحت ستم جهان گرد هم جمع می آیند تا به گوش جهانیان برسانند که زنان در هر کجای دنیا که باشند، برای این بذر افشانی انقلابی ، ازهیچ گونه سعی و تلاشی دریغ نخواهند کرد.
امروزه ، امپریالیزم لجام گسیخته امریکا و شرکای بین المللی اش برای چور وچپاول دارائی های کشوره های تحت سلطه اش ، چنگ ودندان تیز نموده و به این غارتگری و چپاولگری اش در جهان ادامه میدهد. زنان ستمدیده جهان و مردان مدافع حقوق زنان ، نباید به این چپاولگری ها و این بیدادگری های امپریالیستی بیشتر ازین پا دهند. بورژوازی ، از طریق تکمیل سریع کلیه ابزارهای تولیدی و از طریق تسهیل بی حد و اندازه وسایل ارتباط، کوشش میکند همه و حتی عقب نگه داشته ترین کشورهای جهان را زیر سلطه خود نگه دارد. چون نیاز به یک بازار دائم التوسعه برای فروش کالاهایشان و غارت و چپاول منابع طبیعی و مواد خام، این کشورها دارد. همه جا باید رسوخ کند ، همه جا باید ساکن شود، با همه جا رابطه برقرار سازد، و برای چنین مقاصدی ازهیچ گونه جنایتی دریغ ننماید، ستمدیده ترین ملل را به اختیار درآورد و دمار از روزگارشان برآورد.
افغانستان مستعمره – نیمه فئودال ، کشوری که حدودا ده سال است زیر چکمه ها و رکاب اشغالگران امپریالیستی قرار دارد، با آنکه به بهانه " مبارزه با تروریزم " و " آزادی زنان " لشکر کشی بیش از 49 کشور امپریالیستی را متحمل شده است ، اما این موضوع به هیچوجه نمیتواند از صلابت و پایداری ، از مبارزه و پیکار بی امان زنان سلحشور افغانستانی، بخاطر رهائی از چنگال تجاوزات بیگانگان و رهائی از زیر یوغ اسارت ، بکاهد.
زنان این خطه همانطوری که در جریان سه جنگ افغان – انگلیس همانند ملالی ها ، و صدها زن شجاع این خطه رزمیدند تا اشغالگران بریتانیائی را از خاک شان جارو کنند ، همانطوری که همانند ناهید ها و هزاران زن ستمدیده این دیار در جریان جنگ مقاومت ضد سوسیال امپریالیزم شوروی خون دادند ، کشته دادند و فرزندانشان را در دامان پاک شان پروراندند تا از استقلال وآزادی های ملی ، از حیثیت ، آبرو و شرافت تک تک هموطنان این خطه دفاع نمایند ، اما احزاب ارتجاعی جهادی که ریشه های مزدورمنشانه در سرشت شان نفهته بود یکبار دیگر این کشور را به مستعمره 49 کشور امپریالیستی به سردمداری امپریالیزم افسارگسیخته امریکا تبدیل نمودند.
زنان مبارز و قهرمان با تجلیل از مراسم هشتم مارچ ، تعهد راسخ خود را برای دامن زدن به یک جنبش عظیم زنان بخاطر برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیستی و مزدوران دست نشانده، یعنی کرزی و دار و دسته اش ، از هیچ گونه سعی وتلاشی باید دریغ ننمایند.
باشد تا اشغالگران امپریالیستی را از افغانستان بیرون رانده ، دولت دست نشانده را سرنگون کرده و بنای جمهوری دموکراتیک نوین را بخاطر ستمدیده های این دیار علی الخصوص زنان ستمدیده این کشور اعمار نماییم.
تعهد ، عملکرد و مبارزه ما ، حمایت بی دریغ تک تک هموطنان ما را می طلبد.
پس بیایید تا در هشتم مارچ، هر روز سال را هشتم مارچ بسازیم و هشتم مارچ را با شکوفائی هرچه تمامتر تجلیل نماییم.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان " با عزمی راسخ در صدمین سالگرد روز جهانی زن ، بیان میدارد که ما علیه حاکمان جهان و خائینین ملی حاکم بر افغانستان ایستاده ایم. هرچه بد بشنویم و هرچه بد ببنیم ، در واقع از آنها شنیده ایم ودیده ایم. در راهی که برگزیده ایم ، نه تنها زخم شمشیر زبان را به جان خریده ایم ، بلکه زخم زبان شمشیر را نیز پذیرا هستیم.
زنده باد مبارزات برحق زنان در افغانستان و سراسر جهان
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیست و خائینین ملی دست نشانده اش
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان"
17 حوت 1389
8 مارچ 2011
جنایات امپریالیست ها و طرح ایجاد پایگاه های دائمی شانرا در افغانستان
به شدت محکوم می کنیم
که په میونډ کی شهیډ نښی
خدای ژولالیه بی ننګی ته ډی ساټینه
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان " با پیروی از ملالی و ملالی ها، جنایات خونبار و نکبت بار بیرحمانه اشغالگران امپریالیست را در منطقه غازی آباد ولایت کنر به شدت محکوم می نماید و از تمامی مردمان آزادیخواه اعم از زنان و مردان این سرزمین میخواهد که این عمل ننگین و غیر انسانی اشغالگران را در سراسر کشور با تجمعات و گرفتن مراسم عزاداری برای جان باختگان این قضیه ، قویا تقبیح نموده و مقامت ملی ، مردمی و انقلابی خود را در برابر همچو حوادث که همه روزه در سراسر کشور بوقوع می پیوندد، منسجم تر و محکم تر گردانند. فقط از طریق این مقاومت است که میتوانیم از آزادی و استقلال کشور دفاع نموده واز ایجاد پایگاه دائمی امپریالیزم اشغالگر امریکا جلوگیری به عمل آوریم و آنها را مجبور به ترک افغانستان نمائیم.
حدود ده سال از تجاوز عریان امپریالیست های اشغالگر به رهبری امپریالیزم امریکا میگذرد. در طول این مدت نه تنها دامنه جنایات اشغالگران محدود نشده ، بلکه ابعاد گسترده تری به خود گرفته است. نمونه ارتکاب چنین جنایتی چند هفته قبل در ولایت کنر اتفاق افتاده است. گرچه این اولین جنایات اشغالگران نبوده و به همین ترتیب آخرین جنایات شان نیز نخواهد بود.
امپریالیست های اشغالگر امریکائی به بهانه " تامین امنیت" خانه های مردم بیگناه ولسوالی غازی آباد ولایت کنر را بمباران نمودند که درین حمله هوائی طبق ادعای خود رژیم 65 نفر ملکی و 15 نفر طالب که مجموعا 80 نفر میشود کشته شده اند، طبق اظهارات مردم کنر هیچ یک از این افراد مسلح نبوده ، بلکه همه آنها، افراد ملکی میباشند.
این جنایت دامنه اش آنقدر گسترش یافته که روزانه ده ها هموطن بیگناه ما به خاک و خون می غلطند، چنانچه چند روز قبل برای بار دوم اشغالگران 9 طفلی که مصروف جمع آوری مواد سوخت برای خانه هایشان بودند به شکل بیرحمانه ای کشته اند. پارلمان رژیم دست نشانده در اولین جلسه بعد از تعیین رئیس ومعاون دوم پارلمان به این عمل جنایتکارانه عکس العمل نشان داده و آنرا محکوم کرده است. این عکس العمل فقط برای اغفال و فریب دادن مردم است ، زیرا پارلمان رژیم دست نشانده هیچ گاهی خواهان خروج قوای اشغالگر از افغانستان نیست ، بلکه از اشغالگران میخواهد که با همنوائی اردو و پولیس مزدور، چنین جنایتی را انجام دهد. یک تن از اعضای پارلمان خواهان غرامت از اشغالگران به جانباختگان این فاجعه گردید. این بدان معنی است که امپریالیستها با همنوائی با اردو و پولیس پوشالی حق چنین جنایتی را دارند و اگر خودسرانه چنین عملی را انجام میدهند باید غرامت پرداخت کنند تا یکمقدار را میهن فروشان به جیب زنند و یکمقدار ناچیز را به فامیل جانباختگان بپردازند. عبدالرحمن پژواک درین زمینه چه شیرین سروده است:
داوری نمیخواهد ، خونبها نمیگیرید
انتقام میجوید ، میهنی که من دارم
ما به میهن فروشان و اربابان اشغالگر شان میگوئیم که توده های ستمدیده فقط خواهان خروج اشغالگران از افغانستان اند ، نه خونبها گرفتن!
یگانه خواست توده ها این است که همراه با خروج اشغالگران رژیم مزدورش را نیز از مسند قدرت به زیر بکشند.
اشغالگران امپریالیست به این جنایات بسنده نکرده ، بلکه در عملیات شبانه شان نیز خواب را به هموطنان حرام گردانیده اند. این عمل جنایت بار امریکائی ها از مدت ها به این طرف بنام عملیات شبانه آغاز گردیده و مناطق مختلفی را مورد حمله وحشیانه شبانه قرار میدهند. چنانچه دو هفته قبل ، والی بلخ اشاره ای به عملیات شبانه اشغالگران در دو منطقه ولایت بلخ داشت. مردم اهالی میگفتند که امریکائی ها شبانه بطور خود سرانه داخل خانه های ما شده و همه چیز را به هم ریختند. تمامی پول نقد و زیورات ما را غارت نمودند و سه نفر را نیز با خود بردند که از سرنوشت شان خبری نیست. این حرکت و عملکرد خائنانه به یک حرکت و عملکرد عادی برای اشغالگران تبدیل شده است. در چنین حالتی رژیم پوشالی و خائینین ملی ومیهن فروشان دست نشانده دم از تایید ایجاد پایگاه های نظامی دایمی اشغالگران به عنوان " عامل ثبات" میزنند، بخصوص عبدالرحیم وردک به اصطلاح وزیر " دفاع" سخت تلاش دارد تا پایگاه های دائمی نظامی امریکا شکل " قانونی" به خود بگیرد. این خائن و میهن فروش مانند دیگر میهن فروشان مهره اصلی امپریالیستهای امریکایی است به همین ملحوظ در راس وزارت " دفاع" قرار گرفته است. در حقیقت امر این وزارت عامل عمده تامین منافع امریکائی ها است وتلاش دارد تا افغانستان را به شکل مادام العمر به امریکائی ها بفروشد.
رژیم دست نشانده افغانستان اصلا مشروعیت قانونی ندارد، از یکسو دست نشانده است ، و از سوی دیگر بیش از هشتاد درصد مردم به انتخابات نمایشی نه گفته و آنرا عملا و علنا تحریم کرده اند. همانطوریکه رژیم دست نشانده قانونی و نماینده مردم نیست ، به همان طریق هر فیصله و عقد قرارداد از طرف چنین رژیمی مشروعیت قانونی نداشته و مورد تایید توده زحمتکش نیست.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان" علاوه براینکه این طرح خائنانه را محکوم میکند، خواهان خروج بدون قید و شرط نیروهای اشغالگر از افغانستان میباشد و از تمامی توده های ستمدیده و نیروهای ملی ،مردمی و انقلابی میخواهد که علیه این طرح به پا خواسته و به آن نه بگویند و به مبارزات انقلابی شان بطور جدی و پیگیر تا بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سرنگونی رژیم دست نشانده ادامه دهند، زیرا اتحاد و مبارزه همه نیروهای ، انقلابی ، ملی و دموکرات ضامن پیروزی بر نیروهای اشغالگر و مزدوران میهن فروش شان میباشد.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان"
18 حوت 1389
( 9 مارچ 2011)
این شب های ظلمانی چه وقت به پایان میرسد؟
مدت ده سال ازعمر رژیم پوشالی می گذرد. تجارب این ده سال بخوبی بیانگرآنست که جنگ سالاران،جنایتکاران،آدم ربایان ورهزنان درردیف اول دستگاه دولتی قراردارند وبصورت مستقیم ازطرف امریکائی ها مورد حمایت قرارگرفته ومی گیرند،دراین ده سال مرزهای طبقاتی یعنی تفاوت میان فقروثروت اززمین تا آسمان رسیده است. ثروتمندان همه روزه چاق وچله می شوند،اما توده های مردم همه روزه درفقروبدبختی فرومیروند.این فقروعدم اشتغال درافغانستان ایشان راوادار ساخته تابه کشورهای همسایه ودیگرکشورها جهت پیداکردن لقمه نانی آواره شوند وهزاران طعنه وکنایه رااز اهالی کشورهائیکه درآن زندگی می کنند بشنوند.علاوه براین مشکلات حتی برادران زحمتکش ما در جمهوری اسلامی ایران حلق آویز می شوند.درظرف چند ماه گذشته ما شاهد جنایات بیشمار جمهوری اسلامی ایران بوده وهستیم. یک مرتبه 45 نفر از هموطنان ما را بنام های مختلف به دار آویخت، دفعه دوم درکنار جاده اسفالت درحدود 25 – 30 نفرازکارگرانی که جهت دریافت لقمه نانی به ایران میرفتند به گلوله بست وجنایتکاران بسیجی و سپاهی در کنار اجساد به خون خفته ازخوشحالی درلباس نمی گنجیدند،دفعه سوم بازهم هفت نفر دیگر ازهموطنان زحمتکش ما را اعدام نمود، هنوز هم این عمل جنایتکارانه ادامه دارد ودر حدود شش هزار نفرازهموطنان ما درزندان های رژیم سفاک ایران به سر میبرند که ازجمله سه هزار نفرشان درسلول های زندان منتظرمرگ اند.رژیم دست نشانده افغانستان ازکناراین جنایات بابی اعتنائی میگذرد،گوئی که اصلا اتفاقی نیافتاده است.این سکوت دولت دست نشانده و پوشالی بخاطرآنست که ازیکسو مستقل نیست وازخود اراده ای ندارد وازسوی دیگر مسبب اصلی این جنایات خود رژیم پوشالی است و خود بدست خویش هموطنان ما را به کام مرگ میفرستد.اگرکارواشتغالی وجود داشته باشد،هرگز هموطنان ما ازکنار خانواده خویش به دیارغربت نمی روند وجان خویش را به خطرنمی اندازند.این همه مشکلات بخاطر عدم استقلال کشوراست.کشوری که استقلال نداشته باشد هیچگاه نمیتواند توده زحمتکش را نجات دهد. از این ها که بگذریم، درظرف این ده سال ما ناظرفساد گسترده درتمام ارگانهای دولتی بوده وهستیم.چنانچه مناطق بین باند های جنایتکار تقسیم گردیده است. بسیاری از آنها در ارگان های بلند دولتی کار میکنند، به این ملحوظ است که هرچه دلشان بخواهد می کنند.شما خوب بخاطردارید که ملا تره خیل عضو پارلمان گذشته و عضو پارلمان فعلی در سوم اسد امسال مردم بیگناه کابل را در جاده میوند به گلوله بست رژیم پوشالی سر و صدا راه انداخت و سارنوالی حکم دستگیری اش را اعلان نمود.علاوه براینکه ملا تره خیل تعقیب نگردید بلکه کمکش کردند که دوباره به پارلمان راه یابد،به همین ترتیب حدود چهل روز قبل تمام شبکه های تلویزیون منطقه ده سبز کابل را نشان داد که کاملا سوخته بود وگزارشات حاکی ازآن بود که بیست فیرراکت ازطرف الله گل مجاهد یکتن ازقوماندانان سیاف وعضو فعلی پارلمان درمنطقه مذکور اصابت نموده بود.الله گل مجاهد میخواهد که منطقه را بزور ازمردم بگیرد چون مردم ازمنطقه بیرون نشدند،آنها را راکت باران کرده است وازاین طریق ایشان راتهدید نموده وتمام هستی شانرا به آتش کشیده است.درحالیکه مردم ادعا داشتند که ما قباله شرعی داریم وازصد سال به این طرف دراین منطقه سکنی گزین میباشیم،فعلا الله گل مجاهد ما را اخطار داده که ازمنطقه خارج شویم.این حرکت وعملکرد خائنانه نیزازطرف دولت دست نشانده کرزی تعقیب نگردیده،این دو جنایتکار در ارگان مقننه عضویت دارند وازطرف دولت حمایت می شوند.
زمانیکه 49 کشور به افغانستان تجاوز نمودند ادعا داشتند که بخاطر" مبارزه باتروریزم" و" آزادی زنان" آماده اند این وعده ازدروغ هم دروغتربوده وهست،زیرا بزرگترین تروریست ها مورد حمایت خود اشغالگران قراردارند وخودشان درراس تروریزم قرارگرفته اند، وامروز زنان ودختران جوان بیش ازهرزمان دیگر زیرستم جنسی قراردارند ومورد آزارواذیت جنسی قرار می گیرند وبیش ازهرزمان خودکشی میکنند، اختطاف میشوند ومورد تجاوز قرار میگیرند.درحقیقت دولت دست نشانده کرزی دست طالبان را درستم برزن ازپشت بسته است.
دودخترجوان درولسوالی رستاق ولایت تخارتوسط جنایتکاران زورمند دولتی اختطاف گردیده، حدودا یکماه ازقضیه گذشته بود. درین مدت هیچ رسانه ای جرات نکرد که خبر مذکور را نشر و یا پخش نماید. زیرا از طرف مقامات دولتی ولایت تخار به شکل غیر مستقیم سانسور گردید بود. تا اینکه بعد ازیکماه فامیل دودختر ازولسوالی رستاق فرارنموده وبه کابل آمدند،حینکه بکابل میرسند،اولین مرتبه این گزارش ازطریق زنگ خطر (چهارشنبه شب مورخ 20/11/1389) درتلویزیون طلوع فاش گردید.حینیکه والدین دختران اختطاف شده قضیه راهمراه عکس دخترهایش شرح دادند، قلب انسان های با وجدان را داغدار نمود، اما برای اراکین بلند پایه دولتی وجنایتکاران پشیزی ارزش نداشته وندارد.والدین دخترها قضیه اختطاف راچنین توضیح نمودند:
" دخترانم یکی نامزد بود ویکی مجرد، هردوی شان ازطرف افراد قوماندان رسول بچه کاکای قاضی کبیروبه فرمان اواختطاف گردیدند ومدت سی وسه روزآنها دریک زیرزمینی نگهداری می شدند به هریک ازارگانهای دولتی که رفتیم وگزارش دادیم،هیچکدام پاسخی بما ندادند،ولسوال رستاق برای من گفت که پانزده لک افغانی برایم بده تا قضیه راپی گیری کنم.زمانیکه به حارنوالی ولایت مراجعه نمودم برایم گفت که بچه کاکایش وکیل پارلمان است زورت به آن میرسد که دعوی میکنی. به هردری که سری زدم به غیرازوالی ولایت که اشک ریخت و با مابا خوشرویی برخورد نمود دیگران همه یکجواب برایم دادند. قومندان امنیه مرا تهدید کرد تا دنبال قضیه رارها کنم.تمامی ارگانهای دولتی ولایت تخار از قومندان رسول طرفداری میکردند. بالاخره خانه خود را رها نموده به کابل گریختم زیرا ما را تهدید نمودند که اگر دنبال قضیه بروید شما را نیزمی کشیم. بعد از بیست روز فقط از زیرزمینی جسد به خون خفته دخترم که نامزد بود برایم تحویل دادند، تا فعلا از سرنوشت دختر دیگرم معلوماتی ندارم. آنها بعد از تجاوز جنسی دخترم را بقتل رساندند و یکی دیگر را نزد خود نگهداری می کنند. حالا که اینجا آمدم اگرحامد کرزی غوررسی نکند ما همه خود را به داخل یک خانه آتش خواهیم زد" حینکه عکس دختر بخون خفته خویش را نشان دادند به شکل وحشیانه ای به قتل رسیده بود، ایشان فکرمی کنند حامدکرزی که درراس جمهوری اسلامی افغانستان قراردارد میتواند ویا اینکه میخواهد این قضیه راپیگیری کنند. درحالیکه سال قبل حینیکه دونفربه جرم تجاوز جنسی به یک دخترجوان ازطرف محکمه به ده سال حبس محکوم گردید شخص حامد کرزی فرمان رهائی ایشان را داد. این بار هم نه تنها که قضیه را پیگیری نمیکند، بلکه این دوسیه را نیز بایگانی خواهد نمود. این بار اول نیست که رژیم پوشالی درراس آن آقای کرزی ازچنین جنایتی پشتیبانی می کنند، بلکه حمایت ده ساله شان به جنایتکاران جرات بیشتری بخشید که دست به چنین عمل ناشایست وفجیعی بزنند وازهیچ کس هم باکی نداشته باشند. چنانچه دو واقعه دیگر در دو ولسوالی ولایت هرات اتفاق افتاده و مسببین اصلی قضیه تا حال دستگیر نگردیده اند، طوریکه در شهر شایع است و خبری که از طریق تلویزیون های طلوع و هرات پخش گردید حاکی از آن است که در ماه جاری و ماه گذشته دو واقعه اختطاف اناث یکی در ولسوالی ادرسکن و دیگری در ولسوالی اوبه رخ داده است قرار معلوم در ادرسکن به روز روشن ساعت 4 عصر افراد مسلح دور خانه یک نفر را گرفته و عروس اش را به زور با خود به کوه می برند و مدت یک شبانه روز را در آنجا با فجیع ترین اعمال که بالایش انجام میدهند او را نگه داری میکنند در حالیکه رژیم پوشالی تا کنون چند مرتبه ولسوالی ادرسکن را، یک منطقه خلع سلاح شده و ولسوالی صلح اعلام کرده است، جالب این است که از عاملین اصلی قضیه تا کنون هیچ کس دستگیر نگردیده و چند نفر دیگر که از قوم وخویشان مسببین اند تحت توقیف قرار دارند.
همچنان در ولسوالی اوبه وقت نماز شام تعداد چند نفر افراد مسلح که از افراد ولسوال چشت پسر آقا صاحب اوبه میباشند به خانه مسکونی یک نفر داخل شده و دخترش را با زور با خود می برند و مدت 8 شبانه روز وی را به بادغیس انتقال داده و در آنجا چندین نفر به طور مداوم و استمراری به وی تجاوز جنسی انجام داده و بر اثر مداخله مردم دختر را دوباره به خانه پدرش بر میگردانند. جالب این است که عاملین اصلی این قضیه که بادی گاردهای ولسوال چشت هستند آزادانه گشت و گذار میکنند و کسی تا کنون آنها را نتوانسته است دستگیر و یا توقیف نماید. این حمایت مستقیم و غیر مستقیم رژیم باعث گردیده که روز به روز تجاوزات جنسی واختطاف های زنان،دختران وپسران جوان زیاد تر گردد.هرگاه نظری به خانه های به اصطلاح" امن" که تحت سرپرستی ندای زن که یک " NGO " است قراردارد بیاندازیم بخوبی دیده می شود زنانی که درآنجا پناه بردند ازگزند جنایتکاران که درارگانهای بلند پایه دولتی قراردارند درامان نیستند. فیصله ایکه ازطرف وزارت عدلیه رژیم پوشالی صورت گرفته بیانگر حمایت بی دریغ این رژیم ازستم جنسی وجنایتکاران میباشد." مقرره ایکه ازطرف وزارت عدلیه درباره زنائیکه خانه های شان رارها نموده وبه خانه های امن وزارت امورزنان پناه برده اند صادرگردیده به مردان اجازه میدهد هرزمانیکه خواسته باشند زنان رابخانه شان ببرند ویاعروس کنند میتوانند ایشان رابه خانه های شان برگردانند"(اخبارطلوع ساعت 6 شام روزجمعه 22 دلو 1389)
گزارشگر طلوع در جریان گزارش زنانیکه دراین خانه های به اصطلاح"امن" بودند نشان میدادند همه زار زار گریه میکردند این گریه ها به این خاطر بود که هرگاه به خانه های شان برگردند جزمرگ هیچ چیزدیگری درانتظارشان نیست.این است نتیجه"آزادی زنان" که ازطرف امپریالیست ورژیم حامد کرزی سرداده شده ومی شود.زمانیکه دختران وپسران ما به مکتب میروند ازترس به خود میلرزیم که برخواهند گشت یانه؟ تجاوزات وستم جنسی به آن حدی رسیده که زنان ودختران جوان زنده زنده خود را میسوزانند و روزی نیست که دختران وپسران جوان اختطاف نشود. اما در پهلوی این همه جنایات پسران ودختران جنایتکاران با موترهای مدل روز و با اسکورت نظامی به مکتب رفت و آمد دارند. حینیکه موترهای ضد گلوله شان ازجاده ها عبور می کند باید که دیگران جاده رابرای شان خلوت نمایند. درغیراین صورت به مرمی بسته می شوند اینست دموکراسی بادآورده اشغالگران درافغانستان.آزادی که اشغالگران به افغانستان به ارمغان آورده اند برای زنان ومردم زحمتکش نیست وفقط این آزادی برای جنایتکاران است ودست شانرا برای تجاوز به زنان ودختران جوان وهرعمل جنایتکارانه که دل شان بخواهد بازگذاشته است.این آزادی به آن جنایتکاران وجنایتکاران دیگری است که زنان ودختران این مرزوبوم رابه عنوان کنیز بالای اعراب فروختند. برچنین سیستمی باید تف کرد ونه گفت.
این شب های ظلمانی پایانی ندارد مگر بابسیج ومبارزه جدی پیگیروخستگی ناپذیر زنان و مردان آزدایخواه علیه این سیستم کهنه وفرسوده مرد سالار وسرنگونی کامل آن وایجاد جامعه ایکه درآن اثری ازتجاوزات جنسی وستم واستثمار باقی نماند.
ننگ ونفرین باد برجنایتکاران
مرگ برکسانیکه ازجنایتکاران حمایت می کنند
زنده وپاینده باد اتحاد ومبارزه زنان ومردان آزادیخواه افغانستان!
پیام تسلیت
از طرف دسته هشت مارچ زنان افغانستان
به سازمان زنان هشت مارس ( ایرانی – افغانستانی )!
دوستان همرزم!
شنیدن خبر وفات مینا حق شناس، یکی از موسسان سازمان زنان هشت مارس، همه ما را شدیدا غمگین ساخت. از این بابت المناک، همدردی و غم شریکی عمیق مان را به تمامی منسوبین سازمان زنان هشت مارس و همه اعضای خانواده مینا حق شناس ابراز می نماییم. باشد تا که این غم و اندوه را به انرژی مبارزاتی در راه رهایی زنان و انقلاب در جهان، منجمله در افغانستان و ایران، مبدل نماییم.
دوستان عزیز!
لازم است درین فرصت غم انگیز، یک خبر خوش را به سمع شما برسانیم. دسته هشت مارچ زنان افغانستان، پس از یک تلاش و کوشش چند ساله، از مدتی به اینطرف به یک ارگان مبارزاتی فعال زنان افغانستانی در نقاط مختلف کشور مبدل گردیده است. اینک دیگر کاملا وقت آن رسیده است که مطابق به طرح اولیه، پیوند مبارزاتی ارگانیک میان دسته هشت مارچ زنان افغانستان و زنان افغانستانی فعال در سازمان زنان هشت مارس برقرار گردد تا بتوانیم با برقراری وحدت میان آنها مبارزه مان را از لحاظ سیاسی و سازمانی بیشتر از پبش ارتقا و گسترش دهیم. این مسئولیت و وظیفه مبارزاتی باید مدت ها قبل مورد اجرا قرار می گرفت. ما به نوبه خود قصور خود را در این تاخیر می پذیریم و به نوبه خود برای رفع هر چه اصولی تر و زود تر عوارض ناگوار آن می کوشیم. امید واریم دست به دست هم داده و با خوش اسلوبی به این دستاورد مبارزاتی نایل آئیم.
یاد و خاطره مینا حق شناس را زنده نگه داریم!
دسته هشت مارچ زنان افغانستان
25 جدی 1389 ( 15 جنوری 2011 )
ششم جدی سالروز تجاوز نظامی سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان است. به تاریخ ششم جدی 1358 خورشیدی ، سوسیال امپریالیستهای شوروی بخاطر اینکه بتوانند موقعیت خود را در رقابت با بلوک غرب یعنی امپریالیستهای امریکایی تحکیم ببخشند و بتوانند مزدوران دست نشانده شان یعنی " خلق " و پرچم را سرپا نگه دارند ، به این تجاوز نظامی عریان اقدام نمودند.
امپریالیزم نوخاسته روسیه که در اواسط دهه پنجاه میلادی قدرت سیاسی را در شوروی قبضه کرد، اشتهایش برای کنترول بیشتر بخش ها و مناطق جهان حدت یافت و روز به روز در رقابت با امپریالیزم امریکا و متحدین اش رشد فزاینده ای نمود. روسها بخاطر رسیدن به آبهای گرم بحر هند و خلیج فارس آنهم از طریق افغانستان ، از ایجاد احزاب وابسته به خود یعنی حزب دموکراتیک خلق و پرچم در داخل کشور غافل نماند و در بین سالهای 1956 تا 1973 میلادی در رقابت با امپریالیزم امریکا سه میلیار دالر کمک های اقتصادی و نظامی را به افغانستان سرازیر نمود و در هفتم ثور 1357 خورشیدی کودتای خونین روسها تحت رهبری جنرال هایشان به پیروزی رسید.
رژیم مزدور سوسیال امپریالیستها در اولین گام وابستگی شان به دستگیری و زندانی نمودن عده کثیری از بهترین فرزندان این مرز و بوم پرداختند و عده ای را شبانه گروه گروه از زندان بیرون آورده و زنده به گور ساختند. فشارهای اجتماعی ، اختناق خفقان آور، بربریت و اعمال هرگونه جنایت و ددمنشی بر توده های ستمدیده این دیار ، مردمان آزادیخواه این سرزمین را وادار به مقاومت نمود، مقاومت توده ها به نزدیک ترین مدت زمانی خود دامنه و ابعاد وسیعتری به خود اختیار کرد و کنترول کشور را برای رژیم وابسته به سوسیال امپریالیستهای شوروی مشکل نمود.
اشغال نظامی افغانستان که با مصیب ها و دردهای بیشماری همراه شد، خاطره تلخ ودردناک فراموش ناشدنی را در اذهان توده های ستمدیده این دیار به ارمغان گذاشت. این روز سیه روزی است که ارتش سوسیال امپریالیستی با مجهزترین تسلیحات نظامی از زمین و هوا وارد کشور گردید و قوای متجاوز خود را در سراسر نقاط کشور مستقر نمود.
اشغال افغانستان توسط سوسیال امپریالیستهای شوروی از یکطرف منجر به مقاومت حماسی مردم و از جانبی دیگر منجر به حدت یافتن رقابت بلوک غرب گردید و کشور را به کانون حادترین تضاد جهانی امپریالیستها مبدل نمود. امپریالیستهای امریکایی نیز دست بکار شده و در طول دوران جنگ مقاومت علیه سوسیال امپریالیستهای شوروی و مزدورانشان ، نه تنها احزاب جهادی مرتجع داخلی بلکه نیروهای مختلف خارجی عمدتا عرب را که بعدا القاعده از میان آنها شکل گرفت ، پرورانیدند و در افغانستان نیز مستقر ساختند تا در جنگ علیه رقیب سوسیال امپریالیستی شان به کار گرفته شوند.
با فروپاشی باند مزدور " خلق " و پرچم و بیرون راندن نیروهای اشغالگر سوسیال امپریالیستی از کشور ، دوران حاکمیت مجدد فئودالها و جنگسالاران جهادی ، دوره اختناق و ترور، دزدی، چپاول ، غارت اموال مردم و تجاوز گسترده به زنان شروع شد. قدرت های امپریالیستی و کشورهای ارتجاعی منطقه با دادن پول و اسلحه به باندهای خائن و وابسته خویش هر چه بیشتر آتش این جنگ داخلی را دامن زدند.
جنگ های وحشیانه ارتجاعی داخلی که خود بخشی از استراتیژی نظامی غربی ها برای اشغال بود ، زمینه ساز سریع تجاوز نظامی امپریالیستهای غربی به رهبری امپریالیزم لجام گسیخته امریکا به افغانستان گردید. جنگ تجاوزکارانه سوسیال امپریالیستهای شوروی و ددمنشی مزدوران شان ، خانه جنگی های ارتجاعی اسلامی به اشکال متفاوت جهادی ، طالبی و تهاجم خونین 49 کشور امپریالیستی به رهبری امپریالیزم امریکا، افغانستان را به معنی واقعی کلمه به یک کشور ویران و مخروبه مبدل کرد.
در نتیجه تحمیل چنین جنگها یکی پس از دیگری در طول یک ربع قرن ، بافت اجتماعی جامعه قویا از هم گسیخت. بی سر و سامانی و آشفتگی اقتصادی تا مرز انهدام و نابودی رسید ، فروپاشی سیاسی تمامی نهادهای کشوری و لشکری را در برگرفت ، فقر و فلاکت توده ها و زحمتکشان به منتهی درجه رسید ، نفاق ملی شدیدا عمق و گسترش یافت و وفاق ملی اساسا روبنائی ، متزلزل و ضعیف بسوی نابودی سوق داده شد و سقوط فرهنگی ، واپسگرائی سیاسی و انحطاط فکری و تشدید تهوع آور بردگی زنان در جامعه گسترش یافت.
اینک که یکبار دیگر کشور عزیز ما افغانستان تحت اشغال قراردارد و قوای اشغالگر 49 کشور امپریالیستی و رژیم مزدور و دست نشانده شان بر آن حکم میراند ، ضرورت آن وجود دارد تا خاطرات تلخ و دردناک تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان و اشغال این کشور در ششم جدی 1358 و پیامدهای گوناگون فاجعه بار آنرا، که از اذهان توده های زحمتکش کشور پاک نشدنی است ، و خاطرات افتخار آمیز مقاومت حماسی و جانانه توده های کشور بخصوص زنان و جوانان مبارز وسلحشور این سرزمین را که در مقابل اشغالگران و مزدوران شان تا پای جان جنگیدند و از قربانی نهراسیدند ، در خدمت به برپائی و پیشبرد مبارزه و مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی علیه نیروهای اشغالگر کنونی و رژیم دست نشانده شان بیشتر از پیش پرورش دهیم.
ما برین باوریم که فقط با برپائی و پیشبرد موفقیت آمیز چنین مبارزه و مقاومتی قادر خواهیم شد اشغالگران را از کشور بیرون برانیم ، رژیم دست نشانده را از میان برداریم و با ایجاد قدرت ملی ، مردمی وانقلابی ، در مسیر تامین خواست های اساسی ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی توده های مردم به پیش گام برداریم.
منشاء طبقاتی ستم بر زن
اولین بیدادگری و بی عدالتی درجامعه با ستم مرد بر زن شروع شد. یعنی زن اولین قربانی این ستم وبیدادگری است که تاهنوزهم باقوت خودباقی است وحتی شدیدترازگذشته میباشد.
طبق تحقیقات علمای ساینس ، ازعمرانسان بر روی زمین تخمینا 2 ملیون سال می گذرد که از آنجمله حدود تقریبی یک میلیون و هشتصد هزارسال را انسان درجامعه بدون طبقه یعنی بدون ستم جنسیتی زندگی را سپری نموده و در حدود تقریبی 200 هزارسال پیش، ستم در جامعه با ستم مرد بر زن شروع گردیده است.
درجامعه کمونی روابط افراد قبیله اعم از زن و مرد بر پایه قدرت اقتصادی نبوده، بلکه زن ومرد نقش مساوی در تولید مایحتاج قبیله داشتند و از قدرت و حقوق مساوی برخوردار بودند. در این زمان روابط خویشاوندی بر اساس حق مادری بود. این حق مادری عامل بسیار مهمی در ارزش و مقام زن بوجود آورده و جایگاه خاصی به وی بخشیده بود.
زمانیکه انسانها به کشاورزی آشنا شدند و با تکامل ابزارتولید بازدهی تولید بالا رفت، غلات دخیره نمودند ، دوران کمون اولیه را پشت سرگذاشته و وارد مرحله جدیدی شدند که ایجادگر طبقات و جامعه طبقاتی است. همانطوریکه روابط تولیدی تغییرنمود، روابط قبیله ای نیز به هم خورد و روابط بین زن و مرد نیز تغییر داد. مردها مالک خانه و جایداد گردیده و با تنفیذ قوانین، ملکیت را به نسل بعدی به عنوان ارث انتقال دادند. حق مادری جای خود را به حق پدری داد و جایگاه خاص مردان بعنوان مالک تثبیت گردید، زنان فرودست و برده مردان گردیدند. نه تنها تحقیقات قرن نوزدهم، بلکه تحقیقات علمای قرن بیست این نظر را تائید نموده که در پروسه تغییر شیوه تولید و بعد از بوجود آمدن مالکیت خصوصی ستم جنسی ظهورنموده است، لذا کسانیکه معتقد اند که ستم بر زن همیشه از ابتدای عمر انسان وجود داشته و وجود خواهد داشت نظریات شان غلط و غیر واقعی است. منشاء ستم جنسیتی، طبقاتی بودن جامعه است. تا زمانیکه جامعه به چنین شکلی وجود داشته انواع و اشکال ستم و بخصوص ستم جنسیتی وجود خواهد داشت. در شرایط کنونی کشور وضعیت زنان نسبت به هر شرایط دیگر بدتر گردیده است. در این جامعه استبدادی کشتن، سوختاندن،قطع کردن انگشتان، بریدن گوش و بینی وحتی تجاوزجنسی به زنان به یک امرعادی تبدیل گردیده است در چنین شرایط هیچ قانون وهیچ فردی حامی زنان نبوده و نیست. به همین خاطر است که زنان از حقوق انسانی شان که حق مسلم شان است هیچ برخوردارنیستند. تا زمانیکه زنان به عنوان برده جنسی و بعنوان یک کالا مورد معامله قرارگیرند،هیچ حقی را جامعه برای شان به رسمیت نخواهد شناخت.
امروززنان درجامعه ما به بدترین وجهی مورد خشونت قراردارند وبسیاری ازجنایتکاران زنان را مورد تجاوزات جنسی قرارمیدهند. تا زمانیکه شیوه تولید جامعه تغییر نکند و تا زمانیکه مردان پایه قدرت اقتصادی جامعه باشند ، زنان نمیتوانند که از قدرت و حقوق مساوی با مردان برخوردار شوند. باید برای از بین بردن ستم جنسی ، منشاء ستم را دریافت و واژگون نمود. همانطوریکه ستم جنسیتی با مالکیت خصوصی ظهور نمود با از بین رفتن مالکیت خصوصی میتوان به این ستم پایان داد. برای انجام دادن چنین کاری باید زنان انقلابی بسیج شده و علیه چنین سیستمی به مبارزه جدی برخیزند. زیرا هیچگاه نیروهای ارتجاعی طبقه حاکمه به رضایت خویش کنار نمیروند بلکه باید آنها را از مسند قدرت به زیر کشید.
زنان ستمدیده افغانستان!
برای رهائی ازقید این اسارت ننگین دست وحدت به هم داده برای گرفتن حقوق خویش به پاخیزید. ما امید واریم که با همکاری شما زنان ستمدیده و مردان غیور و آزادیخواه بتوانیم هرچه سریعترجنبش رهائیبخش زنان را در کشور به راه انداخته و تقویت نمائیم وتا رسیدن به سرمنزل مقصود رهنمائی کنیم.
به امید چنین روزی
نظرات ()